ابزارهای استفاده از تریگر در بورس


واگرایی در اندیکاتور مکدی (MACD)

دانلود رایگان ویدئو آموزش نقاط ورود و خروج ارز شیبا

ارز دیجیتال شیبا چیست؟ معرفی کامل ارز دیجیتال؟ ویدئو آموزش رایگان نقاط ورود و خروج ارز شیبا را از کجا دانلود کنم؟ خرید شیبا را چگونه انجام دهم؟ برای ورود به بازار چه نکاتی را رعایت کنم؟ ابزارهای استفاده از تریگر در بورس چگونه بورس را به صورت کامل یاد بگیرم؟ ارز دیجیتال شیبا چیست؟

ویدیو آموزش
نقاط ورود و خروج ارز شیبا

ما در این ویدیو یکی از جذابترین ابزارهای فارکس را در سایت ویدیوئی آموزش بورس ارائه دادیم. برای مشاهده ویدیوهای بیشتر ما صفحه رسمی آپارات حامد کامرانی را دنبال کنید.
تریدینگ در بازارهای مالی را می توان تا حدودی به بازارهای فیزیکی مشابه دانست و از روش ها و اصطلاحاتی که در بازارهای واقعی استفاده می شود، می توان در فارکس نیز استفاده کرد.

چگونه ورود و خروج ارز شیبا را انجام دهیم

تاریخ تحلیل :04/03/1400
دوست من سلام
امیدوارم که حال دلت خوب باشه
حتما ویدیو بالا را ببین چون توضیحات رو کامل در این ویدیو دادیم
فعلا بازار در یک روند نزولی می باشد و توصیه میکنیم فعلا نظاره گر بازار باشید
به هیچ عنوان خلاف جهت ترید نکنید و تا زمانی که سیستم معاملاتی تریگر ورود هم جهت با روند صعودی نداده از ورود به بازار خودداری کنید .
شیبا بیشتر بر اساس اخبار رشد خواهد کرد ولی یک سری سطوح حمایتی و مقاومتی مشخص کردیم که قادر خواهد بود انهارا تاچ کند.
ما در این پست آموزش ورود و خروج ارزشیبا را ارائه دادیم. اگر سوالی در این زمینه دارید در قسمت نظرات ارسال نمایید تا پاسخگو باشیم. حامد کامرانی ابزارهای استفاده از تریگر در بورس شخصا به تمام سوالات شما پاسخ میدهد.

استراتژی نوسان گیری ماتروشکا

در این مقاله از چشم بورس در مورد استراتژی نوسان گیری ماتروشکا صحبت خواهیم کرد. اگر به دنبال یک استراتژی کارآمد با نسبت ریسک به ریوارد فوق‌العاده و سطوح ورود و خروج بهینه هستید، ما آن را کاملا رایگان به شما آموزش می‌دهیم. این ابزارهای استفاده از تریگر در بورس استراتژی روشی ساده، زیبا و پیاده کردن آن بسیار آسان است. ماتروشکا یک استراتژی عالی برای نوسان‌گیری فارکس و ارز دیجیتال است و در تایم فریم‌های بالاتر برای بازاربورس نیز قابل استفاده است.

استراتژی ماتروشکا برای نوسان گیری

واگرایی چیست؟

ایده اصلی استراتژی نوسان گیری ماتروشکا بر اساس واگرایی‌ها است. بنابراین، پیش از شروع باید بدانیم واگرایی چیست و چگونه آن را تشخیص دهیم.

واگرایی به زبان ساده یعنی حرکت اندیکاتور و نمودار قیمت در خلاف جهت یکدیگر؛ مثلا چارت قیمت صعودی باشد و اندیکاتور نزولی.

انواع مختلفی از واگرایی وجود دارد که ما به همه‌ی آنها نمی‌پردازیم، زیرا فقط یکی از این واگرایی‌ها به مبحث ما مرتبط است: واگرایی معمولی یا Regular Divergence.

چرا واگرایی‌ها اینقدر اهمیت دارند؟

  • بازارها از یک واگرایی به واگرایی دیگر در حرکت هستند.
  • واگرایی‌ها به ما می‌گویند که مومنتوم (قدرت و سرعت) حرکت در حال ضعیف شدن است، پس امکان دارد بازار ساید و یا روند معکوس شود.
  • با ترکیب واگرایی با دیگر ابزارهای تکنیکال می‌توانید نقاط بالقوه برگشت بازار را مشخص کنید.

به عبارت دیگر ما می‌توانیم به تنهایی یا در ترکیب با تکنیک‌های دیگر، نقاط دقیق ورود و خروج از بازار را مشخص کنیم.

اندیکاتورهای تشخیص واگرایی

واگرایی‌ها با استفاده از اوسیلاتورهایی مانند مکدی، RSI، استوکستیک و… شناسایی می‌شوند. ما در این استراتژی از مکدی (MACD) استفاده می‌کنیم. این اندیکاتور بسیار محبوب است، البته شما می‌توانید واگرایی را با اندیکاتورهای دیگر نیز تشخیص دهید و بر اساس روش معاملاتی خود عمل کنید. برای آشنایی بیشتر با اندیکاتورها مطلب زیر را بخوانید:

مکدی از دو جزء اصلی تشکیل شده است:

  1. میانگین‌های متحرک (خطوط قرمز و آبی)
  2. هیستوگرام (نمودار میله‌ای)

واگرایی هم در هیستوگرام و هم در میانگین‌های متحرک ظاهر می‌شود.

اندیکاتور مکدی (MACD) و اجزای آن

اندیکاتور مکدی (MACD) و اجزای آن

واگرایی معمولی Regular Divergence

هنگامی که نمودار قیمت در یک جهت حرکت می‌کند و همزمان اوسیلاتور در جهت دیگر، واگرایی معمولی در نمودار ظاهر می‌شود. به زبان ساده:

  • قیمت سقف‌های بالاتر می‌زند و اندیکاتور سقف‌های پایین‌تر.
  • فیمت کف‌های پایین‌تر ثبت می‌کند و اندیکاتور کف‌های بالاتر.

واگرایی در اندیکاتور مکدی (MACD)

واگرایی در اندیکاتور مکدی (MACD)

مراحل واگرایی در استراتژی نوسان گیری ماتروشکا

مدرسان تکنیکال واگرایی‌ها را منطقه‌ای ایده‌آل برای معکوس شدن روند می‌دانند، اما در واقعیت این‌گونه نیست. به همین دلیل، ما به تاییدیه‌ای نیاز داریم که هنگام مواجهه با واگرایی یک قدم از بقیه جلوتر باشیم. حال بیایید واگرایی را به مراحل زیر تقسیم کنیم:

  1. شکل‌گیری
  2. تکمیل‌شدن
  3. شکست (ورود)
  4. بی‌اعتبار شدن تحلیل

مرحله 1: تشکیل واگرایی بالقوه

واگرایی نزولی بالقوه زمانی شکل می‌گیرد که قیمت سقفی بالاتر از سقف قبلی ثبت کند و MACD سقفی پایین‌تر از سقف قبل، این نشانه‌ی اول است.

مراحل استراتژی نوسان گیری ماتروشکا

مرحله 1: تشکیل واگرایی بالقوه

مرحله 2: تکمیل‌شدن واگرایی

وقتی هیستوگرام به زیر خط صفر برود (چون این مثال نزولی است)، واگرایی تکمیل می‌شود. حال باید منتظر شکست بمانیم.مرحله 3: شکست

مرحله دوم استراتژی نوسان گیری ماتروشکا

مرحله 2: تغییر فاز مکدی و تکمیل شدن واگرایی

به شکل زیر نگاه کنید. قیمت خط روند را در نقطه‌ی A شکسته است است. اینجا نقطه‌ی ورود یا به اصطلاح تریگر است. در این مثال خاص، نقطه‌ای که پوزیشن شورت را باز می‌کنیم.

مرحله سوم شکست در نقطه‌ی A و ورود به معامله

مرحله 3: شکست در نقطه‌ی A و ورود به معامله

حال بیاید مثالی را ببینیم که به جای شکست (ورود) تحلیل بی‌اعتبار شده است. ماجرا به این شکل است که واگرایی ایجاد و تکمیل می‌شود. حال 2 حالت وجود دارد؛ حالت اول شکست و ورود است و حالت دوم بی‌اعتبار شدن تحلیل.

مثال برای استراتژی نوسان گیری ماتروشکا

گفتم که ماتروشکا یک استراتژی نوسان‌گیری در بازار فارکس است. بگذارید یک مثال واقعی بزنیم. در این مثال مراحل زیر را به ترتیب بررسی می‌کنیم:

  1. واگرایی نزولی بالقوه زمانی شکل می‌گیرد که قیمت از سقف قبلی عبور کند و MACD سقفی پایین‌تر ثبت کند.
  2. همان‌طور که می‌بینید هیستوگرام نیز تغییر فاز داده و میله‎‌های نزولی را ثبت می‌کند، این به معنای تایید اول است.
  3. اما در نهایت خط روند افقی شکسته نشده است و به همین دلیل کل تحلیل بی‌اعتبار می‌شود.

مثال دیگری استراتژی نوسان گیری ماتروشکا

بیایید خیلی کوتاه سناریوی صعودی را نیز بررسی کنیم.

  1. واگرایی صعودی زمانی مشاهده می‌شود که قیمت کف پایین‌تر را ثبت کند و همزمان مکدی کف بالاتر.
  2. میله‌های صعودی هیستوگرام تایید اول است.
  3. قیمت خط روند را در نقطه‌ی B به سمت بالا شکسته و تایید نهایی برای خرید صادر می‌شود.

اصول استراتژی نوسان‌گیری ماتروشکا

ماتروشکا (Matryoshka) عروسک‌های چوبی هستند که در داخل یکدیگر قرار می‌گیرند. اصل اساسی استراتژی نوسان‌گیری ماتروشکا همان‌طور که از نام آن پیداست، ورود در محدوده‌ی قیمتی مناسب در تایم فریم کوچکتر است. از این طریق نسبت ریسک به ریوارد (R/R) بهینه می‌شود و ورودهای اشتباه به حداقل می‌رسد.

نحوه کار استراتژی نوسان‌گیری ماتروشکا

  • هدف از این استراتژی حذف سیگنال‌های اشتباه در هنگام ورود است. با استراتژی ماتروشکا ورود شما در مرحله‌ی بهینه‌ای از چرخه‌ی بازار اتفاق می‌افتد.
  • ریسک به ریوارد پس از چندین شکست اشتباه به صورت شگفت‌انگیزی بهینه می‌شود.
  • در جفت‌ارزهای پرطرفدار بازار فارکس که پیش از معکوس شدن تمایل به چندین شکست کاذب دارند، این استراتژی بهترین کارکرد را دارد. جفت ارزهایی مانند AUDUSD ،USDCAD وNZDUSD.

در استراتژی نوسان گیری ماتروشکا ما چندین بازه‌ی زمانی را دنبال می‌کنیم. در هر چرخه‌ی بازار در دوره‌های زمانی مختلف واگرایی ایجاد می‌شود، اما تنها زمانی وارد معامله می‌شویم که شکست اتفاق بیفتد.

اجرای استراتژی نوسان گیری ماتروشکا

اگر به نظرتان کمی پیچیده می‌آید، نگران نباشید. در ادامه به صورت گام به گام استراتژی ماتروشکا را توضیح می‌دهیم:

  • واگرایی احتمالی در یک بازه زمانی معین (بالاترین بازه زمانی) را مشاهده می‌کنید.
  • به بازه زمانی پایین‌تر بعدی بروید و منتظر بمانید تا واگرایی شکل بگیرد و کامل شود. در این جا با دو سناریو روبرو می‌شوید:
    1. شکست و ورود به معامله
    2. عدم شکست و باطل شدن تحلیل
  • در صورت شکست ما وارد معامله می‌شویم و در صورت ابطال تایم فریم را کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌کنیم تا شکست اتفاق بیفتد. این کار را تا زمانی ادامه می‌دهیم که با پایین‌ترین تایم‌فریم معاملاتی در استراتژی خود برسیم. اگر شکست اتفاق نیفتاد پوزیشن معاملاتی را باز نمی‌کنیم.

مثال صعودی استراتژی نوسان گیری ماتروشکا

در نمودار چهارساعته از چارت یورو/دلار ما یک واگرایی صعودی بالقوه و در حال شکل‌گیری داریم. پس به بازه‌ی زمانی پایین‌تر می‌رویم ابزارهای استفاده از تریگر در بورس و دنبال واگرایی صعودی کامل هستیم.

استراتژی نوسان گیری ماتروشکا

در چارت یک ساعته یک واگرایی کامل بین نمودار قیمت و میانگین‌های متحرک مکدی مشاهده می‌شود. همچنین هیستوگرام صعودی شده است. حال باید منتظر شکست یا همان تریگر ورود به معامله باشیم.

نکته جالبی در بازه‌ی پایین‌تر می‌‌بینیم نقطه‌ی ورود با ریسک به ریوارد بهتر است. به این دلیل که قیمت را بین C و D قفل کرده‌ایم. منتظر شکست خط C می‌مانیم اگر خط D شکسته شد، وارد یک تایم فریم پایین‌تر می‌شویم. در این مثال تحلیل درست است و وارد معامله می‌شویم.

حالا اگر به تایم چهارساعته برگردیم می‌توانیم سیگنال ماتروشکا و همچنین ریسک به ریوارد را مشاهده کنیم. حد سود را با توجه به مقاومت قبلی تعیین کرده‌ایم. بدیهی است هر چقدر مقدار ریوارد بالاتر برود معامله بهتری خواهیم داشت. همان‌طور که متوجه شدید در تایم فریم 4 ساعته سیگنالی برای ورود مشاهده نکردیم اما در یک تایم فریم پایین‌تر واگرایی تایید شد و وارد معامله شدیم.

مثال نزولی استراتژی نوسان گیری ماتروشکا

در نمودار روزانه از چارت یورو/دلار واگرایی نزولی بالقوه وجود دارد. از آنجایی که واگرایی تکمیل نشده، به تایم فریم چهار ساعته می‌رویم. در این نمودار دنبال موارد زیر هستیم:

در این مثال احتمالا متوجه شده‌اید که واگرایی داریم اما هیستوگرام تغییر فاز نداده است. شما می‌توانید وارد معامله شوید، اما مشکل فعال شدن حد ضرر است. تغییر فاز در اصل یک قله‌ی اضافه (قله‌ی میانی) در چارت قیمت است. در این صورت حد ضرر ما در یک شکست فیک فعال نمی‌شود. از این رو بهتر است که حتما علاوه بر واگرایی، تغییر فاز در هیستوگرام نیز مشاهده شود. حال به یک تایم فریم پایین‌تر می‌رویم و پس از شکست وارد معامله می‌شویم.

مثال نزولی استراتژی نوسان گیری ماتروشکا

نکات تکمیلی استراتژی نوسان گیری ماتروشکا

در این مقاله ما استراتژی نوسان‌گیری در بازار فارکس را شرح دادیم. این استراتژی ساده است، اما برای نتیجه‌ی بهتر باید نکات زیر را رعایت کنید:

چگونه بدون اینکه کارایی خود را از دست دهیم از چند زبان برنامه نویسی استفاده کنیم؟

امروزه با وجود زبان‌های مختلف برنامه نویسی، بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌ها نیز از چندین زبان در پروژه‌های خود استفاده می‌کنند. اپن‌سورس دنیایی از زبان‌ها و استک‌های مختلف را به روی شما باز می‌کند که توسعه‌دهندگان می‌توانند برای انجام تسک‌های خود مثل توسعه و پشتیبانی از نرم‌افزارهای قدیمی و مدرن خود استفاده کنند.

کسی که به چند زبان مسلط است می‌توانند با میلیون‌ها نفر بیشتر از کسانی که فقط به زبان مادری خود صحبت می‌کنند ارتباط برقرار کند. در محیط‌های نرم‌افزاری، برنامه‌نویسان برای رسیدن به اهداف خاص خود، نه برقراری ارتباط بهتر، زبان‌های جدید را معرفی می‌کنند. بنابراین می‌توان گفت که کار با چندین زبان برنامه نویسی توسعه‌دهندگان را قادر می‌سازد تا از ابزارهای مناسب برای کار خود استفاده کنند؛ و اینگونه روند توسعه با چند زبان است. و این طبیعت کار است.

ایجاد یک محیط برای چندزبانی بودن اغلب تدریجی است و بسته به موقعیت می باشد. به عنوان مثال زمانی که یک شرکت، شرکت دیگر را خریداری می‌کند تمام مجموعه‌ی تکنولوژی‌های آن شرکت را به خود اختصاص می‌دهد از جمله زبان‌های برنامه نویسی که آن شرکت استفاده می‌کند. فناوری‌های مختلف روی بورس می‌آیند و طبیعتاً مدتی بعد هم از بورس خارج می‌شوند و در این روند تعداد زبان‌ها و فناوری‌هایی که آن شرکت یا سازمان استفاده می‌کند هم گسترش می‌یابد.

این چندزبانه بودن برای شرکت‌ها مثل یک شمشیر دولبه است؛ مزایایی را به همراه دارد اما با این حال پیچیدگی و چالش‌هایی را نیز در پی خود دارد؛ و در نهایت اگر این وضعیت کنترل و مدیریت نشود باعث از بین رفتن شرکت شما نیز خواهد شد.

پیچیدگی زبان فنی

خب طبیعتاً در جایی که چندین فناوری مختلف وجود داشته باشد، زبان‌های برنامه نویسی جدید و ابزارهای قدیمی و استک‌های مختلف نیز وجود دارد و این امر باعث پیچیدگی می‌شود. همچنین تیم های مهندسی وقت بیشتری را صرف کشتی گرفتن اضافه کردن لایسنس‌های مختلف، امنیت و دیگر وابستگی‌ها خواهند کرد. در عین حال، عدم مدیریت و نظارت بر درستی کد نیز ریسک این کار را بالا خواهد برد.

آنچه اتفاق می‌فتند این است که شرکت‌ها دارای درجات مختلفی در کیفیت برنامه نویسی و همینطور پشتیبانی ابزارهای مختلف هستند. متخصص شدن در یک زبان کار دشواری است مخصوصاً این زمانی برای شما پررنگ‌تر می‌شود که به برنامه نویسانی با سطح مهارت یکسان نیاز دارید. بین کسی که فرانسه و ایتالیایی را روان صحبت می‌کند و شخصی که می‌تواند فقط چند جمله را به هشت زبان مختلف بگوید در سطح مهارت تفاوت زیادی وجود دارد؛ این مورد در باره توسعه‌دهندگان و زبان‌های برنامه نویسی نیز صادق است.

مشکلات با اضافه کردن زبان‌های برنامه نویسی بیشتر افزوده می‌شود و منجر به ساخت یک برج بابِل دیجیتالی می‌شود. ( در اینجا منظور از برج بابِل پیچیدگی ساخت آن است که در زیر عکسی از برج بابِل برای فهم بیشتر این موضوع برای شما آورده‌ام و البته می‌توانید برای ابزارهای استفاده از تریگر در بورس اطلاعات بیشتر پل بابِل را در گوگل سرچ کنید)

چگونه بدون اینکه کارایی خود را از دست دهیم از چند زبان برنامه نویسی استفاده کنیم؟

پاسخ این نیست که ابزارهایی را که توسعه‌دهندگان شما برای کار نیاز دارند را ازبین ببرید. اضافه کردن زبان‌های برنامه نویسی جدید به مهارت آن‌ها می‌افزاید و همینطور با تجهیزات درست و مناسب می‌توانند کار خود را تمام و کمال انجام دهند. اما هر چه تعداد بیشتری زبان برنامه نویسی به محصول تجاری شما اضافه شود در چرخه حیات توسعه‌ نرم‌افزار ( SDLC ) شما اثرگذار خواهد بود.

اما با همه‌ی این موارد سه موضوع اصلی وجود دارد که شرکت‌های تجاری باید به آن توجه داشته باشند:

۱ . Visibility یا قابل مشاهده بودن : تیم‌ها برای یک پروژه دور هم جمع می‌شوند و سپس منحل می‌شوند؛ ‌سپس برنامه‌ها منتشر می‌شوند و هرگز هم اپدیت نمی‌شوند. چرا چیزی را که مشکلی ندارد آپدیت کنیم؟ در نتیجه وقتی که یک نقطه آسیب‌پذیر مهم کشف می‌شود ممکن است کاملاً مشخص نباشد که در کدام قسمت است و چه قسمت‌هایی را تحت تأثیر قرار داده، کدام کتابخانه‌ها حاوی این برنامه‌ هستند و یا حتی با چه زبان‌هایی نوشته شده است. تمام این‌ها می‌تواند منجر به این شود که مدت زمان زیادی به کشف باگ بپردازیم و همینطور هزینه‌ی زیادی را بابت این کار متحمل شویم.

۲ . به روز رسانی : برخی از شرکت‌ها کار آپدیت و رفع‌ مشکلات را در یک تیم واحد متمرکز می‌کنند و برخی دیگر نیاز دارند که هر بخش از ابزارهای توسعه خودش را مدیریت کند و از آنجا که این تیم‌ها به طور مدام در حال به روز رسانی و اصلاح کتابخانه‌ها در ابزارهای اپن‌سورس خود هستند وقتی برای اضافه کردن ویژگی‌های جدید به برنامه را پیدا نمی‌کنند

۳ . اختراع دوباره چرخ: از آنجا که وابستگی‌ها و ورژن‌های متفاوت کتابخانه‌ها به طور مدام در حال به روزرسانی هستند، ممکن است با پیدا کردن یک نقطه آسیب‌پذیر مشتقات و ابزارهای اولیه برنامه دیگر در دسترس نباشد. در نتیجه چرخه توسعه درگیر بازآفرینی محیطی می‌شود که آن آسیب‌پذیری در آن قابل حل است.

هر زبان برنامه نویسی را در سازمان خود با این سه مسأله ضرب کنید، آنچه که شروع می‌شود ناگهان شبیه به کوه اورست است و دقیقاً در این جاست که مثل کوهنوردان بدون ابزار و تجهیزات مناسب در این مسیر زنده نخواهید ماند.

سنگ روزتای خود را پیدا کنید

  • یکم بیشتر بدونیم! سنگ روزتا چیه؟ حدودا 218 سال پیش در روز 28 تیر ماه سال 1178 ، سربازان فرانسوی در شهر روزتا (رشید امروزی) مصر سنگ سیاهی را که بر روی آن سه نوشته باستانی به زبان‌های مصری و یونانی حکاکی شده بود، کشف کردند؛ این شی باستانی که سنگ روزتا نام گرفت، بعدها برای رمزگشایی هیروگلیف‌های مصری استفاده شد و شهرتش تا جایی پیش رفت که تا به امروز، دانشمندان سراسر جهان در رشته‌های مختلف از اصطلاح «سنگ روزتا» به منظور توصیف اکتشافی که نقشی کلیدی در دستیابی به پیشرفت و موفقیت ناگهانی در یک حوزه علمی دارد، استفاده می‌کنند. همینقدر ساده همین الان به اطلاعاتتون اضافه شد :)))))))

خب دیگه برگردیم سر موضوع خودمون!

یک راه‌حل جامع که نیازهای شرکت‌ها و ذینفعان را در SDLC ( Software Development Lifecycle) تأمین کند، می‌تواند فکر خوبی باشد. شرکت‌ها می‌توانند با استفاده از تمرین‌ها راه‌حل مناسب خود را پیدا کنند:

۱ . کد خود را مانیتور کنید و نقاط آسیب‌پذیر آن را نشانه گذاری کنید.

۲ . برای اینکه کدی بدون باگ داشته باشید به طور منظم آن را آپدیت کنید و آن را بروز نگه دارید.

۳ .بر اساس نیاز و معیارهای خودتان، فقط از پکیج‌هایی که واقعاً به آن نیاز دارید استفاده کنید.

۴ . آستانه یا حدنصاب را برای تریگر کردن آپدیت،‌آلارام یا انواع رویداد‌ها بر اساس وابستگی‌هایی که دارید مشخص کنید.

۵ .یک سورس واحد برای مدیریت بسته‌های خود ایجا کنید.

با استفاده از این روش‌ها،‌توسعه‌دهندگان می‌توانند به جای انجام کارهای پایه مهندسی،‌وقت خود را برای ایجاد ارزش‌های بیشتر برای شرکت بگذارند و این را به حداکثر برسانند. این کارها سازگاری کد را بالا می‌برد و همینطور در عین افزایش کارایی باعث صرفه جویی در هزینه‌ها نیز می‌شود. و کار تیم فنی را هم آسان می‌کند.

الگوهای هارمونيک با بهزاد بهزادی

الگوهای جدید فیبوناچی به مانند الگوهای کلاسیک از کنار هم قرار گرفتن معنی دار موج های حرکتی بازار به وجود می آیند. این الگوها به مانند الگوهای کلاسیک موج ابزارهای استفاده از تریگر در بورس ها یا هدف های قیمتی تعیین شده در بازار را برای ما پیش بینی می کنند. استراتژی های ارائه شده، تكنیك های فیبوناچی روی سویینگ ها و سقف ها و كف های اصلی پیاده می شود بدون اینكه شمارشی از لحاظ الیوتی انجام شده باشد. تكنیك های زمانی استفاده شده توسط خانم برودن همان فیبوناچی تایم هایی هستند كه در سبك الیوت ماینر مورد استفاده قرار می گیرد. تنها نكته قابل توجه در این خصوص این است كه در زمان استفاده از DTP پس از كشیدن و اصلاح سویینگ های اصلی در نرم افزار داینامیك تریدینگ برای شناسایی كلاستر های زمانی به جای انتخاب نوع موج گزینه Default را انتخاب می نماییم، چون در اینجا عملا شمارش امواج صورت نمی گیرد. خانم برودن به طور كلی سه سبك دارد كه در این دوره این سبك ها مورد بررسی قرار می گیرد. این سبك ها عبارتند از:

استراتژی اول: استراتژی كلاسترها

این استراتژی كه برای بر روی تمامی تایم فریم ها قابل پیاده سازی می باشد، شناسایی سویینگ های مختلف و پیاده نمودن تكنیك های مختلف فیبوناچی بر روی سویینگ های اصلی جهت شناسایی نواحی و كلاستر ها می باشد.

استراتژی دوم: استراتژی سیمتری یا تقارن

در این استراتژی بر اساس تكنیك پروجكشن صد فیبوناچی یك استراتژی بسیار قدرتمند معرفی شده است كه به تفصیل در ادامه توضیح داده شده است.

نكته: روش های خانم برودن، به خصوص در مواقعی كه شمارش الیوتی چندان واضحی نداشته باشیم بسیار كارآمد می باشد. این روش ها برای تمامی تایم فریم ها قابل استفاده می باشد و در صورت تركیب با الیوت روشی قدرتمند می شوند.

استراتژی سوم: پترن های دو مرحله ای یا Two Step Pattern این پترن ها در یك حالت خاص شبیه پترن گارتلی و مشابه موج چهار الیوت می شوند و در تمامی تایم فریم ها قابل استفاده هستند.

علاوه بر سه استراتژی فوق یك استراتژی چهارم هم داریم كه درواقع همان استراتژی دوم می باشد كه در تایم فریم های كوچك مانند سه دقیقه و پنج دقیقه قابل استفاده می باشد، با این تفاوت كه به دلیل كوچك بودن تایم فریم در اینجا از تعدادی فیلتر و تریگر مخصوص خانم برودن استفاده می نماییم. پس از اعمال این چهار استراتژی در نهایت فیبوناچی تایم نیز ابزارهای استفاده از تریگر در بورس روی چارت ها پیاده می شود تا كلاستر های دقیق تری داشته باشیم.

جزوه آموزشی پیش رو با عنوان پترن های هارمونیک، توسط بهزاد بهزادی، در فرمت PDF، و در 50 صفحه تهیه و تنظیم شده است

بررسی انواع خط روند (Trend line) در تحلیل تکنیکال

پیش بینی قیمت یک سهم در بازار بورس از ابزارهای استفاده از تریگر در بورس اهمیت خاصی برخوردار است، اما این کار به سادگی امکان پذیر نیست. قیمت‌ها با علائم و نشانه‌هایی که از خود به جا می‌گذارند، می‌تواند ما را در پیش بینی قیمت آینده سهم یاری کند. یکی از ابزارهایی که در پیش‌بینی قیمت آینده یک سهم کمک می‌کند خط روند است. خط روند یکی از اساسی‌ترین اصول تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه است و جهت حرکت قیمت و سرعت آن را نشان می‌دهد. شناسایی صحیح خط روند اولین قدم موفقیت در معاملات است.

خط روند Trend line

تغییرات قیمتی یک سهم به این معنا است که سهمی چه تغییرات قیمتی را پشت سر گذاشته است. این تغییرات برای یک سرمایه‌گذار اهمیت خاصی دارد تا با توجه به تغییرات قیمتی یک سهم اقدام به خرید و فروش آن کند. برای دنبال کردن این تغییرات قیمت نیاز به خط روند داریم. در تحلیل تکنیکال، روند به معنای رفتار قیمت است که شامل تمامی افزایش و کاهش قیمت‌ها می‌شود. یعنی یک سهم در بازه زمانی خاص از چه قیمتی به چه قیمتی افزایش یا کاهش داشته است. استفاده خط روند یکی از پرکاربردترین ابزارهای تحلیل تکنیکال برای شناسایی نقاط حمایت و مقاومت است. خطوط روند در صورتی که به شکل افقی و عمودی باشد ناپایدار است. هر چقدر شیب خط به 45 درجه نزدیک باشد مسیر خود را به سختی تغییر می‌دهد.

خط روند نشانگر جهت حرکت قیمت سهم است و برای شناسایی و تایید روند فعلی مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای موفقیت و کسب سود در بازار سرمایه حتما در جهت روند فعلی به معامله بپردازید در واقع در رونده صعودی وارد بازار شده و در روند نزولی از آن خارج شوید.

خط روند هم می‌تواند صعودی و هم نزولی باشد. هرگاه قیمت افزایش پیدا کرده و تحلیلگر کف قیمت‌ها را به هم وصل کند خط روند صعودی و رو به بالا خواهد بود. اما اگر بر عکس این حالت باشد، تحلیلگر نقاط مختلف در سقف قیمت را به هم متصل کرده و شیب رو به پایین ایجاد می‌شود که نشان دهنده روند نزولی قیمت سهم است.

انواع خط روند در تحلیل تکنیکال

همانطور که گفته شد خط روند در تحلیل تکنیکال می‌تواند خاصیت حمایتی یا مقاومتی داشته باشد. خط روند از وصل کردن پایین‌ترین و بالاترین قیمت‌ها در نمودار تشکیل می‌شود. در نمودارهای ابزارهای استفاده از تریگر در بورس قیمتی در بورس 3 نوع خط روند وجود دارد: خط روند صعودی، خط روند نزولی و خط روند خنثی که در ادامه به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.

خط روند صعودی

یکی از انواع خط روند که به بررسی آن می‌پردازیم خط روند صعودی است. با اتصال حداقل 2 نقطه کف قیمتی، خطی به وجود می‌آید که به صورت شیب مثبت بوده و روند صعودی را نشان می‌دهد. شیب مثبت بیانگر بالاتر بودن هر کف قیمتی جدید از کف قیمتی قبلی می‌باشد. بنابراین در این حالت قیمت‌ها رو به افزایش هستند. در این حالت با اینکه روند صعودی است اما در یک بازه زمانی به یک نقطه حداکثر رسیده و اصلاح خورده و به سمت پایین نزول کرده، سپس در یک قیمت خاص دوباره حمایت می‌شود و به روند صعود ادامه می‌دهد این صعود و نزول ممکن است چندین بار تکرار شود. هر گاه در روند صعودی، کاهش قیمت رخ داد، فرصت مناسب برای خرید و ورود به بازار است. زمانی می‌توان از روند صعودی یک سهم مطمئن شد که نقاط حداکثری آن بالاتر از نقاط حداکثری قبلی باشد.

خط روند نزولی

دومین خط روند در تحلیل تکنیکال که به بررسی آن می‌پردازیم خط روند نزولی است. خط روند نزولی توسط یک مقاومت تشکیل می‌شود. با اتصال حداقل 2 نقطه سقف قیمتی، خطی به صورت شیب منفی ایجاد می‌شود که روند نزولی را نشان می‌دهد. در این روند، نقاط حداکثری نسبت به نقاط حداکثری قبلی پایین تر است. این بدین معناست که هر سقف قیمتی باید پایین‌تر از سقف قیمتی قبلی باشد. در روند نزولی قیمت‌ها رو به کاهش هستند. هر افزایش قیمت در روند نزولی فرصت مناسبی برای فروش و خروج از بازار می‌باشد.

خط روند خنثی

علاوه بر خط روند نزولی و خط روند صعودی خط روند دیگری در تحلیل تکنیکال وجود دارد که به خط روند خنثی معروف است. در این روند صعود و نزولی اتفاق نمی‌افتد. در روند خنثی کف‌ها و سقف‌ها به صورت نامنظم شکل می‌گیرند برای همین صعود و نزول قیمتی خاصی در آن دیده نمی‌شود. یعنی قیمت‌ها تمایلی به صعود یا نزول ندارند و در یک کانال افقی و بین دو سطح حمایت و مقاومت افقی حرکت می‌کنند. شیب در روند نزولی تقریبا صفر است.

استحکام و اعتبار خط روند

خط روند یکی از بهترین روش‌های تحلیل روند نوسان قیمت در بازار بورس است. خط روند در اثر متصل شدن بالاترین قیمت‌ها و پایین‌ترین قیمت‌ها در یک بازه زمانی به وجود می‌آید. تحلیلگران یک بازه زمانی را مشخص کرده و در آن بازه زمانی بالاترین و پایین‌ترین قیمت‌ها را روی نمودار علامت‌گذاری کرده و بعد از متصل کردن نقاط به یکدیگر، تغییر قیمت سهم را بدست خواهد آورد. تحلیلگران بعد از متصل کردن دو نقطه به یکدیگر می‌توانند برداشت اولیه خود را از صعودی یا نزولی بودن روند سهم داشته باشند. اما این دو نقطه به تنهایی دلیل کافی برای تحلیل روند نخواهد بود. پس بهتر است حداقل سه نقطه روی نمودار داشته باشند تا از جهت روند قیمت سهم مطمئن شوند. عواملی در اعتبار خط روند موثر هستند که در ادامه به توضیح آن‌ها می‌پردازیم.

  • تعداد برخورد نمودار با خط روند: زمانی خط روند اعتبار بیشتری دارد که تعداد برخورد نقاط قیمتی با خط روند بیشتر باشد.
  • شیب خط: هر چقدر شیب خط بیشتر باشد، از پایداری کمتری برخوردار است و احتمال شکست وجود دارد. بنابراین زمانی که شیب خط به 45 درجه نزدیک‌تر باشد اعتبار خط، بیشتر است و از پایداری بیشتری دارد.
  • بازه زمانی مورد بررسی: اعتبار خط روند به بازه زمانی بررسی سهم بستگی دارد. مثلا اگر سهمی در سه ماه اخیر نزولی باشد، در حالی که در بازه زمانی یک ساله صعودی بوده و نزولی که در سه ماه اخیر اتفاق افتاده فقط به دلیل اصلاح سهم بوده باشد، پس خط روند بلند مدت از اعتبار بیشتری برخوردار است.
  • شدت کاهش یا افزایش قیمت سهم: هر چه کندل‌های بلندتری در نزول یا صعود ثبت شود احتمال شکست در آن خطوط روند زیاد است.

نکته: مطلب مهمی که وجود دارد و کمتر به آن توجه می‌شود این است که، یک روند هیچ وقت تا ابد ادامه دار نخواهد بود، هر چه از عمر خطوط می‌گذرد اعتبار بیشتری دارد، اما احتمال شکست بالا می‌رود.

اصول ترسیم خط روند

سوال دیگری که در رابطه با خط روند وجود دارد این است که چگونه می‌توانیم خط روند ترسیم کنیم؟ معامله‌گران بازار بورس در ابتدا باید به روش ترسیم خط روند آشنایی کامل داشته باشد. تا با توجه به خط ایجاد شده در نمودار بهترین تحلیل را ارائه دهد. از این رو رسم خط روند مهم‌ترین قدم در دنیای سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود. در هنگام رسم خط روند باید دو نقطه را در کف یا دو نقطه در سقف را به هم وصل کنید و به سادگی خط روند را ترسیم کنید. در ادامه به طور کامل به توضیح مراحل رسم خط روند در خطوط نزولی یا صعودی می‌پردازیم:

مرحله اول، تعیین بازه‌های زمانی: این مرحله با توجه به شرایط بازار متفاوت است. هر سهامدار با در نظر گرفتن شرایط خود بازه زمانی متفاوتی را برای رسم خط روند انتخاب می‌کند. یک تحلیلگر ممکن است بازه 5 دقیقه را برای تحلیل در نظر بگیرد، ولی تحلیلگر دیگر بازه ساعتی، روزانه و… را مد نظر قرار دهد.

مرحله دوم، درج نقاط قیمت روی نمودار: تحلیلگر برای اینکه داده‌های اولیه تحلیل فراهم شود نقاط قیمتی را روی نمودار علامت گذاری می‌کند.داده‌های درج شده، صعودی یا نزولی بودن روند تغییر قیمت‌ها را ارائه می‌دهد. رسم خط روند در دو شرایط صعودی و نزولی متفاوت است: اگر روند صعودی باشد، در هر نقطه انتخابی کمترین قیمت را معیار قرار داده و پس از تعیین نقاط، آن‌ها را به هم وصل می‌کنیم. خطی که ایجاد می‌شود را خط روند صعودی می‌گویند. خط روند صعودی نشانگر مناسب بودن شرایط بازار برای خرید سهم است.

اگر روند نزولی باشد، در هر نقطه انتخابی بیشترین قیمت را معیار قرار داده و پس از تعیین نقاط، آن‌ها را به هم وصل می کنیم. خطی که ایجاد می‌شود را خط روند نزولی می گویند. این خط نشان می‌دهد که بیشترین قیمت در هر بازه زمانی تمایل به نزول دارد، پس نشانگر بهترین زمان برای خروج از بازار است.

مزایا و کاربرد خط روند

یک تحلیلگر با استفاده از تحلیل خط روند می‌تواند اطلاعات زیاد درباره خرید و فروش سهم در بازار بدست آورد. در این بخش به تعدادی از اطلاعاتی که توسط خط روند به دست می‌آید اشاره می‌کنیم:

  1. اطلاع از نوسان قیمت
  2. مدت روند صعودی یا نزولی قیمت
  3. تشخیص نقاط حمایت و مقاومت
  4. تشخیص نوسان بازار نسبت به روند کلی قیمت
  5. شدت افزایش یا کاهش قیمت

بنابراین استفاده درست از خط روند می‌تواند تحلیلگر را در ارائه بهترین تحلیل کمک کند.

معامله با استفاده از خط روند

به طور کلی برای معامله با استفاده از تحلیل خط روند دو حالت وجود دارد:

  1. حالت اول: قیمت در مسیر حرکت با خطوط روند برخورد می‌کند؛ اما توانایی شکست آن را ندارد. در این صورت معامله‌گران با در نظر گرفتن روند جاری بازار، هنگام لمس روند حمایتی توسط قیمت، وارد بازار شده و اقدام به خرید می‌نمایند. در حالت معکوس هم معامله‌گران از آن به عنوان فرصتی برای خروج از بازار استفاده می‌کنند.
  2. حالت دوم: خطوط روند توسط قیمت شکسته می‌شود. قیمت پایین‌تر یا بالاتر از آن بسته می‌شود. در این حالت خط روند خاصیت معکوس پیدا می‌کند. به عنوان مثال اگر خط نزولی، نقش مقاومت داشته باشد بعد از شکست به یک خط حمایتی تبدیل می‌شود و معامله‌گران تا زمانی منتظر می‌مانند که قیمت به خط روند برگردد، تا در همان نقطه وارد یک معامله کم ریسک شوند.

شکست خط روند در بورس

خط روندی که توسط تحلیلگران بازار بورس ترسیم می‌شود، ممکن است تحت شرایط و عوامل مختلفی شکسته شود؛ اما این شکست زمانی مهم است و شکست معتبر محسوب می‌شود که دارای ویژگی‌های زیر باشد:

  1. حجم معاملات در زمان شکست: در زمان شکست حجم معاملات باید بالاتر از میانگین روزهای دیگر باشد. اگر حجم معاملات در زمان شکست پایین باشد، شکست از نوع فیک خواهد بود و احتمال برگشت قیمت به روند قبلی وجود دارد.
  2. شکاف قیمتی یا کندل بزرگ: یکی دیگر از موارد مهم در زمان شکست خط روند، میزان تغییر قیمت در زمان شکست خط روند است. هر چقدر درصد تغییر قیمت بیشتر باشد، شکست معتبر خواهد بود. اگر این شکست با شکاف قیمتی همراه باشد اعتبار بسیار بالایی خواهد داشت.
    نکته: شکاف قیمتی، شکاف یا گپ ناحیه‌ایی از نمودار قیمت است که در آن قسمت هیچ معامله‌ایی توسط معامله‌گران انجام نگرفته و باعث ایجاد یک ناحیه توخالی در نمودار شده است.
  3. همراه بودن شکست با یک الگو: زمانی که یک شکست با الگو همراه باشد، باید مورد توجه قرار گیرد. چون شکست معتبر خواهد بود.
  4. بالا بودن یا پایین بودن اعتبار خط روند شکسته شده: هر چقدر اعتبار خط روند بالا باشد، شکست آن از اعتبار زیادی برخوردار است. یعنی زمانی یک خط روند که اعتبار بالایی دارد، شکسته شود، شکست آن از نوع فیک نبوده و یک شکست معتبر محسوب می‌شود و نشان دهنده تغییر در روند قبلی سهم می‌شود.

کلام آخر

در این مقاله به بررسی خط روند، انواع آن و تمام موارد مرتبط با آن پرداختیم. گفتیم که خط روند نشانگر جهت حرکت قیمت سهم است. با توجه به گفته‌های بالا متوجه شدیم که خط روند برای تحلیلگران اهمیت بالایی دارد زیرا به کمک آن می‌توانند زمان مناسب ورود به بازار و خروج از آن را تشخیص دهند. پس خط روند به عنوان یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال برای به دست آوردن سود و همچنین جلوگیری از ضرر مالی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

سوالات متداول

خط روند چیست؟

خط روند نشانگر جهت حرکت قیمت سهم است و برای شناسایی و تایید وضعیت فعلی مورد استفاده قرار می گیرد.

چند نوع خط روند در تحلیل تکنیکال وجود دارد؟

خط روند صعودی،خط روند نزولی،خط روند خنثی

در زمان شکست خط روند به چه ویژگی هایی باید توجه کرد؟

1-حجم معاملات در زمان شکست 2-شکاف قیمتی یا کندل بزرگ 3-همراه بودن شکست با یک الگو 4-بالا بودن یا پایین بودن اعتبار خط روند شکسته شده

کارگزاری هوشمند رابین

کارگزاری فارابی

کارگزاری فارابی

این مقاله به کوشش سمانه اطراف و دیگر اعضای تیم نظارت تولید شده است. تک‌تک ما امیدواریم که با تلاش خود، تاثیری هر چند کوچک در بهبود کیفیت وب فارسی داشته باشیم.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.