توسعه توانایی های معامله گری رفتاری


سلام.علیرضا فتحعلی کارشناسی ارشد مدیریت هستم.از دوستانی که تمایل به کار علمی در رشته حسابداری و مدیریت(در هر گرایش آن)دارند تقاضا دارم مطالب خود را به آدرس([email protected]) ارسال نمایند.مقالات،دستاوردها و پژوهشهای علمی شما با نام خود شما در این وبلاگ درج خواهد شد.

مالی رفتاری (Behavioral Finance) چیست؟

در بازارهای سرمایه همواره کسانی موفق هستند که دارای تخصص همه جانبه باشند؛ این تخصص هم از لحاظ علم بورسی و هم از لحاظ روانشناسی مهم و تاثیر گذار خواهد بود. تصمیم گیری‌های سرمایه گذار قطعا بر اساس یک سری المان‌های مختلف انجام می‌گیرد که در این میان ما قصد داریم بعد مالی رفتاری در بورس را مورد بحث و نتیجه گیری قرار دهیم. با ما همراه باشید.

دانش مالی رفتاری چیست؟

همانطور که پیش از این نیز عنوان کردیم، موفقیت در بازار سرمایه بستگی به تصمیم گیری‌های فرد و در نهایت اقدامات او در این مسیر دارد اما چه چیزی بر این تصمیم گیری‌های سرمایه گذار تاثیر می‌گذارد؟ برخی تصور می‌کنند که تنها دانش اقتصادی فرد بر این تصمیم گیری‌ها تاثیر می‌گذارد اما واقعیت چیز دیگری است. یکی دیگر از جنبه‌های تاثیرگذار بر تصمیم گیری‌های فرد در بازار سرمایه به موضوع روانشناسی برمی گردد؛ جاییکه عواطف و احساسات توسعه توانایی های معامله گری رفتاری حاکم بر سرمایه گذار نیز در این مسیر بسیار تعیین کننده خواهد بود.
برخی از سرمایه گذاران به سرعت تحت تاثیر اخبار مثبت و منفی قرار می‌گیرند و واکنش نشان می‌دهند و همین موضوع گاهی می‌تواند مشکل ساز شود. در مجموع دانش مالی رفتاری را اینگونه می‌توانیم تعریف کنیم که به علمی که در حیطه روانشناسی به بررسی عوامل تاثیرگذار بر رفتار سرمایه گذار می‌پردازد، دانش مالی رفتاری گفته می‌شود.

مالی رفتاری در بورس

منظور از مالی رفتاری در بورس، بررسی علل روانشناسی بر معاملات خرید و فروش سهام در بازار بورس است؛ جاییکه بسیاری از تصمیم گیری‌های حاکم بر بازار بورس از جنبه روانشناسی و رفتاری سرمایه گذاران سرچشمه می‌گیرد. اگر به تاریخچه مالی رفتاری در بورس نگاهی بیاندازیم متوجه می‌شویم که بسیاری از اوقات همین رفتارهای سرمایه گذاران تاثیرات مثبت و منفی را بر بازار وارد کرده‌اند تا جایی‌که گاهی شاهد ترکیدن حباب‌های قیمتی بودیم.
یکی از اشتباهات رفتاری سرمایه گذاران در بازار بورس این است که بیشتر نقاط مثبت بازار در گذشته را در کانون توجه خود قرار می‌دهند که همین موضوع خود دلیلی برای افزایش حرص و طمع رسیدن به کسب سود به حساب می‌آید. اگر در این مسیر نقاط منفی بازار در نظر گرفته نشود، امکان ایجاد حباب قیمتی و سپس ترکیدن این حباب و در نهایت متضرر شدن سرمایه‌گذاران وجود دارد بنابراین تصمیمات گیری‌های رفتاری فرد ناشی از ترس، حرص، احساسات، هیجانات و… همگی از عواملی هستند که در دانش مالی بورسی به آن‌ها پرداخته می‌شود.

مالی رفتاری در سطح کلان

بحث بررسی مالی رفتاری در سطح گسترده‌تر در بازار سرمایه بورسی را به مالی رفتاری در سطح کلان انطباق می‌دهیم؛ جاییکه بازار مالی و ویژگی‌های آن در کانون توجه قرار می‌گیرد. لازم به ذکر است که در این مباحث مالی رفتاری در سطح کلان در واقع به نظریه‌های مالی کلاسیک پرداخته می‌شود اما در مالی رفتاری در سطح خرد اینگونه نیست.

مالی رفتاری در سطح خرد

بحث مالی در سطح خرد حول مباحثی در زمینه روانشناسی فردی می‌چرخد یعنی جاییکه جهت گیری‌های فرد موثر بر انجام معاملات در بازار سرمایه‌گذاری بورس مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌گیرد. پرداختن به این موضوع نسبت به مالی رفتاری در سطح کلان از ارزش بیشتری برخوردار است.

تیپ‌های شخصیتی سرمایه گذران

در تحقیقات روانشناسی که مبتنی بر نظریه‌های مهم در این زمینه صورت گرفته است، چندین تیپ شخصیتی تعریف می‌شود که هر کدام از آن‌ها دارای یک سری خصوصیات متفاوت با دیگری است. آگاهی از این تیپ‌های شخصیتی قطعا در پیشبرد شناخت بحث مالی رفتاری موثر خواهد بود.

تیپ پنج جهته

برخی از تیپ‌های شخصیتی در هنگام تصمیم گیری تنها عجولانه و بی‌پروا عمل می‌کنند؛ در واقع این افراد بیشتر از این که به آینده تصمیمی که می‌گیرند توجه کنند، در پی حواشی و تبلیغات حرکت می‌کنند تا جاییکه گاهی با مشکلات زیادی هم روبرو می‌شوند. در مقابل، برخی دیگر از تیپ‌های شخصیتی همه چیز را با دلیل می‌پذیرند؛ این افراد بیشتر از احساس، به دانش تخصصی خود رجوع می‌کنند و در این مسیر آینده تصمیم را نیز مد نظر قرار می‌دهند. آیا این تیپ‌های شخصیتی یکسان عمل می‌کنند؟ قطعا پاسخ به این سوال خیر است چرا که تصمیم گیری‌های هر فرد مبتنی بر احساسات، دانش تخصصی و آینده نگری او خواهد بود.
به منظور روشن شدن این موضوع، مدل پنج جهته تعریف می‌شود که از یک نمودار با دو جهت افقی و عمودی تشکیل می‌شود. در این نمودار جهت مثبت محور افقی را بی‌پروا و جهت منفی محور افقی را محتاط تعریف می‌کند حال از طرفی دیگر جهت مثبت در محور عمودی به افراد با تیپ شخصیتی مطمئن اختصاص داده شده که در جهت مخالف آن افراد با تیپ شخصیتی مضطرب جای می‌گیرند.
در شخصیت‌های مدل پنج جهته، ترکیبی از دو شخصیت مطمئن و بی‌پروا شخصیتی به نام ماجراجو را نتیجه می‌دهد. ترکیبی از مطمئن و محتاط در نهایت فرد گرا شده، ترکیب بی‌پروا و مضطرب شخصیت مشهور و در پایان شخصیت مضطرب و محتاط به تیپ شخصیتی سرپرست می‌انجامد.

مدل دو جهته بارن وال

در مدل دو جهته بارن وال در مجموع دو تیپ شخصیتی تعریف می‌شود؛ دسته اول منفعل و دسته دوم فعال. افرادی که دارایی‌های خود را بدون تلاش به دست آورنده و در این مسیر خطری را متحمل نشده اند، دارای تیپ شخصیتی منفعل هستند. این افراد همان افرادی هستند که از طریق ارثیه سرمایه زیادی را صاحب شده‌اند اما برای به دست آوردن آن ریسک نکرده‌اند بنابراین اکنون مجبور می‌شوند برای حفظ سرمایه‌ای که دارند تلاش کنند. تیپ شخصیتی منفعل معمولا ریسک‌پذیر نیستند و تنها در پی تشکیل حایل امنیتی به منظور حفظ سرمایه خود هستند اما شرایط برای تیپ شخصیتی توسعه توانایی های معامله گری رفتاری فعال کاملا متفاوت است.
افرادی که دارای تیپ شخصیتی فعال هستند برای رسیدن به دارایی تلاش کرده‌اند و در این مسیر از خطرهایی عبور کرده اند. این افراد توانایی ریسک در برابر خطرها را هم دارند به همین دلیل به این تیپ شخصیتی، انفعال گفته می‌شود.

مدل هشت تیپ شخصیتی

حال در این مدل شخصیتی، ۸ تیپ شخصیتی که از ترکیب سه شخصیت مخالف هم به وجود می‌آیند را توسعه توانایی های معامله گری رفتاری معرفی می‌کنیم:

آرمان گرا در مقابل عمل گرا

تیپ شخصیتی آرمان گرا همان کسایی هستند که بسیار خوشبینانه با همه چیز برخورد می‌کنند و همواره تصمیم گیری‌های خود در بازار سرمایه را دقیق می‌دانند و به همین دلیل به سراغ کسب اطلاعات جدیدتر نمی‌روند. افرادی که دارای تیپ شخصیتی آرمان گرا هستند به اخبار منفی پیرامون بازار سرمایه توجهی نمی‌کنند و اعتقاد دارند که نتایج تسلط کافی دارند.
تیپ شخصیتی عمل گرا دقیقا در مخالفت با تیپ شخصیتی آرمان گرا قرار دارد. کسانی که دارای تیپ شخصیتی عمل گرا هستند با مسائل روز بازار کاملا منطقی برخورد می‌کنند و اسیر حواشی نمی‌شوند. این افراد به محدودیت‌هایی که دارند واقف هستند و به سراغ تکمیل اطلاعات علمی خود می‌روند.

شکل گرایی در مقابل آمیزگری

افراد با تیپ شخصیتی شکل گرایی کسانی هستند که با وسواس بسیار زیادی به تجزیه و تحلیل سهم‌های بازار بورس می‌پردازند و به همین دلیل توانایی اداره چندین سهم با هم را ندارند بلکه بیشتر سرمایه خود را به یک یا دو سهم محدود می‌کنند.
شخصیت آمیزگر دارای توانایی تجزیه و تحلیل منطقی برای یافتن سهم‌های مکمل است یعنی سهم‌هایی که در کنار یکدیگر می‌توانند یک پرتفوی قوی را به وجود آورند.

برون فکنی در مقابل واقع بینی

شخصیت برون فکن در مقابل پذیرش اشتباهات خود به شدت مقاومت می‌کنند و نمی‌خواهند اشتباه خود را بپذیرند. این افراد در هر حال به دنبال بهانه تراشی هستند و در حل اشتباه خود دچار مشکل می‌شوند.
افراد واقع بین به راحتی می‌توانند مسئولیت اشتباه خود را بر عهده می‌گیرند و توانایی حل اشتباه را در خود می‌بینند. این افراد به دنبال بهانه تراشی نیستند بلکه در پی حل مشکل موجود اقدام می‌کنند.

جمع‌بندی

گاهی اوقات برخی از تصمیم گیری‌های افراد بر اساس احساسات صورت می‌گیرد و همین موضوع خود دلیلی برای شکل گیری برخی از تصمیمات اشتباه خواهد بود. بازار سرمایه بورس نیز دقیقا چنین شرایطی را تجربه می‌کند؛ جاییکه گاهی تصمیمات منطقی و گاهی تصمیمات احساسی روند معاملات را مشخص می‌کنند. در بحث مالی رفتاری در بورس به این جهت گیری‌های رفتاری سرمایه گذاران و تاثیر آن بر بازار سرمایه توسعه توانایی های معامله گری رفتاری پرداخته می‌شود. قطعا آگاهی از تیپ‌های شخصیتی مختلف و نحوه عملکرد آن‌ها می‌تواند گام موثری در جهت کنترل رفتارهای ناهنجار و به دنبال آن انجام معاملات منطقی و سودمند باشد.

دوره عملیاتی تحلیل رفتاری در بورس

دوره عملیاتی تحلیل رفتاری در بورس

بازارهای مالی جایگاه مهم و جذابی برای کسب درآمد و تولید ثروت محسوب می شوند. فعالیت در آنها از قید و بند زمان و قوانین دست و پاگیر معاملاتی رها شده و به سبب ایجاد موقعیت های مناسب کسب درآمد، افراد بسیاری را به خود جذب نموده است. انجام معامله و سرمایه گذاری نه فقط بر روی اشیاء و اموال قابل لمس، بلکه بر روی مالکیت زمانی و ارزش آتی مواردی مانند ارز، سهام شرکت ها و اوراق بهادار انجام پذیر است. در این میان تکنولوژی اینترنت، محدودیت ها را از بین برده و انجام معامله در تمامی بازارهای مالی را برای تمامی علاقه مندان میسر ساخته است. بازارهای مالی زبان خاص خود را دارد. زبانی که شاید بیشتر از اقتصاد به روان شناسی شبیه است. دوره عملیاتی تحلیل رفتاری در بورس به همین منظور طراحی شده است.

چهارمین دوره از مجموعه دوره های پنج گانه بازارهای مالی (با تاکید بر بازار سهام) دوره عملیاتی تحلیل رفتاری در بورس است. در پایان این دوره فراگیران توانایی های نگرش احتمالی به بازار و معامله گری با نگرش محتمل، درک ماهیت بازار و معامله گری بر اساس ماهیت بازار، شناخت کثرت غیرعقلایی در بازار و ایجاد چهارچوب عقلایی برای معامله گری در برابر عواطف و احساسات را خواهند داشت.

اهداف دوره :

محتوای دوره عملیاتی تحلیل رفتاری :

  • روشهای تدوین استراتژی معامله گری متناسب با روحیات افراد
  • آشنایی با ویژگی معامله گران موفق و تمایز از معامله گران ناموفق
  • آشنایی با بازار سهام و اوراق بهادار
  • نقش عواطف و ویژگی های روانی در معاملات (ترس، طمع، خشم، امید و …
  • آشنایی با کارکرد ذهن و نقش آن در معامله گری و همسو سازی ساختار ذهنی با ساختار بازار
  • روشهای همسو سازی ساختار ذهنی معامله گر با ساختار بازار
  • انواع شخصیت های روانی موجود در بازار
  • تئوری حرکت قیمت و الگوهای ذهنی معامله گر
  • معامله گری بر روی کاغد و معامله گری در عمل
  • انواع سوگیری های رفتاری و تاثیر آنها بر معاملات (فرا اعتمادی اتکا و تعدیل و …)

مدرس دوره :

  • عضو هیات علمی موسسه علوم و فنون تهران
  • تحلیلگر و معامله گر حرفه ای در بورس اوراق بهادار

پیش نیاز های دوره :

گواهینامه دوره :

ارائه گواهی نامه معتبر از موسسه آموزش عالی آزاد علوم و فنون تهران مورد تأیید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

شهریه دوره :

تاریخ و زمان برگزاری دوره عملیاتی تحلیل رفتاری در بورس :

دانشجویان گرامی توجه بفرمایید: این کلاس دو منظوره برگزار می گردد. بدین معنی که همزمان با اجرای کلاس حضوری، دانشجویان کلاس آنلاین هم از کلاس بهره مند می شوند. این پروسه با کمک گرفتن از تخته کلاسی خاص و دوربین مخصوص که کلاس را به صورت واید نشان می دهد، انجام می شود.با امکانات جدید، استاد مربوطه همزمان با هر دو گروه دانشجویان ارتباط دارد. با توجه به حق انتخاب دانشجویان، در هنگام ثبت نام حتما به دکمه انتخاب نوع کلاس دقت بفرمایید.

تلفن های مشاوره : ۲۲۰۵۷۲۵۱ و ۲۲۰۵۷۲۱۹ تماس بدون کد و رایگان : ۹۰۰۰۸۰۰۰

کسب مهارت راه رسیدن به موفقیت در معامله گری

کسب مهارت راه رسیدن به موفقیت در معامله گری

در این مقاله به اهمیت کسب مهارت های مختلف در دنیای معامله گری میپردازیم .

کسب مهارت راه رسیدن به موفقیت در معامله گری

اهمیت کسب مهارت بر کسی پوشیده نیست.

همه ما در بره های مختلف زندگی بر حسب علاقه یا اجبار، برای افزایش کسب مهارت خود در زمینه های مختلف اقدام کرده ایم .

از آنجایی که مهارت زیر مجموعه های زیادی را شامل میشود و تعریف گسترده ای دارد .

نمی توان آن را در یک جمله به صورت جامع و کامل توضیح داد.

اما اگر بخواهیم به صورت مختصر و مفید مهارت را تعریف کنیم میتوان گفت مهارت ، ترکیبی از تجربه ، آموزش رسمی و غیر رسمی است که میتواند فرد را در زمینه های مختلف توانمد کرده و او را برای زندگی بهتر آماده کند .

مهارت در دیکشنری Merriam-webster به عبارت زیر تعریف شده است :

  1. توانایی استفاده موثر از دانش خود در انجام دادن کارها
  2. توانایی و چیره دستی در اجرای فعالیتهای بدنی یادگرفته شده
  3. یک قدرت آموخته شده برای انجام دادن کاری به صورت شایسته و قابل توجه (یک استعداد یا توانایی توسعه )

بنابراین داشتن مهارت برای موفق شدن در هر زمینه ای نیاز خیلی آشکاری است .

با این وجود تعداد زیادی روش برای رشد و توسعه سطح مهارت ها وجود دارد که ساز و کار همه آنها یکسان نیست .

برای روشن کردن منظور ، این فرمول رو برای مهارت در نظر بگیرید:

مطمئنا این تنهار نمونه راه و روشد برای رشد دادن سطح مهارت ها نیست ، اما وقتی مهارتها رو از دیدگاه معامله گری بررسی میکنیم ، بسیار کارآمد است.

کسب مهارت راه رسیدن به موفقیت در معامله گری 1

بیایید از اول شروع کنیم :

SK به معنی دانش تخصصی است

دانش تخصصی با درسهای پایه ای آموخته شده شروع میشود.

کاری که یک استراتژی و دانش معتبر و تخصصی برای شما انجام میدهد این است

که در صورت استفاده مداوم از آنها به نتایج مثبتی در معاملات خود دست یابیم .

دانش تخصصی در ادامه راه با چهار فعالیت دیگر پیگیری میشود .

که داخل پرانتژ قرار گرفتند اولین مرحله P است که مخفف کلمه ی protocol است .

پروتکل دارای تعاریف متعددی در رشته ها و زمینه های مختلف مانند سیاست پزشکس و علوم است .

تعریفی که من برای معامله گران و در زمینه معامله گری در نظر دارم این است که :

مجموعه از مراحل با ترتیب خاص، جهت رسیدن به یک هدف .

این مورد به بررسی فرآیندهای معاملاتی که به عنوان یک استراتژی برتر موجب ایجاد تفاوت هایی در عملکرد شما میشود مربوط میشود .

مراحل ذکر شده در اینجا مراحلی است که به محاسبه عملکرد معاملاتی و بررسی اهداف در مسیر یاد شده میپردازد.

و شامل دسته بندیی مانند ستاپهایی معاملاتی فعالیت ها آموزشها و تمارینی است که شما را به عملکردی که به آن هستید زندگی میکند .

در ادامه موردی که به پروتکل یا گامهای شما در مسیر هدف اضافه میشود ER است که مخفف Effective Routines است .

همانطور که بیشتر مربیان و آکادمی های آموزش معامله گری اشاره میکنند. داشتن یک روتین برای فرآیند معامله گری امری بسیار حیاتی است .

در توسعه توانایی های معامله گری رفتاری اینجا ما میخواهیم گامی فراتر بگذاریم ، و مشخص کنیم که معامله گر برای مدیریت فعالیتها و توانمندی لازم در همه موقعیتهای احتمالی باید چکار کند.

و البته این مورد با توانایی معامله گر در نوشتن برنام ی معاملاتی و اجرای آن رابطی تنگاتنگی دارد .

روتین بودن فعالیتهای مربوط به مسیر معامله گری باعث اشتیاق در معامله گران میشود ،

و آنها با انجام دادن روتین های خود پیشرفت و اثرگذاری خود را مشاهده میکنند که بسیار مهم است .

در این مرحله هدف پردازش اطلاعات و آموخته هاست ، معامله گران میخواهند اطمینان حاصل کنند که معاملات آنها از قوانین و آموزشهایشان پیروی میکند .

همچنین برنامه های معمول یک معامله گر باید برای توانمند سازی رفتارها و ایجاد عادات مثبت طراحی شده باشد ،

و با شخصیت معامله گر سازگار باشد و به معامله گران این اطمینان را بدهد که در مسیر خود ثابت قدم باشند

(نکات و راهکارهای لازم برای ساختن برنام ی معاملاتی در آموزشهای مدیریت ذهن و آمادگی برای معامله گری آقای کاپری به صورت تخصصی و ملموس تشریح شده است )

جزئیات غالبا کوچک که در برنامه معاملاتی قرار میگیرد،

هنگامیکه نه فقط برای تمرکز برای موارد مهم در مسیر معامله گری ،

بلکه برای ارتقا کلی جنبه های مختلف روانی و جسمی در معامله گر استفاده میشوند ، بهترین نتیجه ممکن را دارند .

معامله گرانی که در تکاپو هستند اما صرفا به سود فکر میکنند به جای اینکه چگونه میتوانند به سوددهی برسند

معامله گران هدفمندی نیستند و احتمالا هم نتیجه دلخواه خود را نمیگیرند

عادات پایداری که با روتین های موثر، تقویت میشوند .

فایده های بسیار زیادی در مسیر خواهند داشت ، و به معامله گر کمک میکنند تا با موفقیت مشکلات را از سر راه خود بردارد.

قدم بعدی در فرمول ما قرار میگیرد FL یا حلقه های باز خودرد است .

حلقه ی باز خورد ابزاری برای ارزیابی روند عملکرد در فرآند آموزش معامله گری و سنجش میزان موفقیت در اجرای برنامه ی معاملاتی است .

کسب مهارت راه رسیدن به موفقیت در معامله گری 2

در اینجا فیدبک از اطلاعاتی که به صورت بلقوه مفید است فراتر میرود و به شکل فرایندی تعریف میشود که رفتار یاد گیرنده را تغییر میدهد .

بود و مولی فیدبک را اینطور تعریف میکنند :

فرآیندی که در آن یادگیرندگان اطلاعاتی راجع به کار خودشان و شباهت ها بین استاندارهای مرتبط با آن کار و کیفیت کار خودشان دریافت میکنند و عملکردشان را بهبود میدهند .

در این مرحله از فرآند ایجاد مهارت ، با استفاده از قدرت درون گری و سنجش و بازخورد گرفتن از فعالیت ها

، میتوان عملکردی بهینه در معاملات خود شخصی سازی کرد .

ارزیابی عملکرد ، فرآیندی است که در جریان آن با ایجاد شاخصهایی میزان دستیابی سیستم را به خروجیهای مورد انتظار میسنجد

و فرآیند تصمیم گیری را پشتیبانی میکند .

نظارت مستمر ، معیار محور و علمی بر عملکرد خود در فرآیند یادگیری در همه سطوح مبتنی بر الگوها و استاندارهای تعریف شده ،

یکی از علل پیشرفت در ساخت مهارت های معامله گری است .

معامله گران با استفاده از این مرحله به خودآگاهی بالایی دست میابند و از ایجاد عادات نامناسب و نهادینه شدن آموزشهای غلط جلوگیری میکنند ،

در نتیجه انعطاف پذیرتر میشوند و توانایی انها برای ساخت مهارتهای موثر افزایش می یابد .

ردیابی و ارزیابی معاملات ، فراهم کردن اطلاعات و نتایج معاملاتی در زمان های مشخص و مرور منظم این نتایج بینش بیشتر و بیشتری در مورد

چگونگی هر معامله و همچنین تغییراتی که باید ایجاد شود به معامله گر میدهد .

این نتایج و اطلاعات دقیق میتواند معامله گران را به مرور به خودشناسی و مهارتهای ثابت و در نتیجه موفقیت برساند .

آخرین مورد در فرمول مذکور HH یا ساختن عادت است .

عادت به صورت کلی به معنای تکرار یک فعالت و یا یک رفتار به صورت منظم است .

همه ما حاصل مجموعه ای از عادت ها هستیم . بیش از 45 درصد رفتارهای ما از عادت های دیرینه ریشه میگیرد و بدون عادتها قادر به انجام هیچ کاری نیستیم .

پس از بیدار شدن چه کاری باید انجام دهیم ؟ قبل از خوابیدن چه اقداماتی را به انجام رسانده ایم ؟

در مواجهه با استرس چه رفتاری از خود نشان میدهیم ؟ اهمیت عادت های را در تمام برهه های زندگی روزمره به وضوح میبینیم .

هچنین عادت ها بهره وری ما را افزایش میدهند .

پردازش تمام اطلاعات ، کار بسیار زمانبر و خسته کننده ای برای مغز است .

در واقع از هر 11000 سیگنال ارسالی به مغز تنها 40 مورد پردازش میشود و سیگنالهای باقی مانده بدون پردازش و بر اساس عادت انجام میشود .

و عادتها در معامله گری شاید بیشتر از دیگر حرفه ها و زمینه های زندگی تاثیر گذار باشد .

اهمیتت عادتها با تاثیر آنها مشخص میشود اما همه عادتها خوب نیستند . در واقع مغز تفاوتی بین عادتهای خوب و بد قائل نمیشود .

بلکه با توجه به جهت گیری ما نسبت به آن عادت ، شروع به پردازش میکند .

موفقیت در زیمنه مثبت یا منفی برای مغز مفهومی ندارد .

برای مثال مغز ما اهمیت نمیدهد فعالیتی که انجام میدهیم به حرفه معامله گری ما ضربه میزند یا آن را رشد میدهد ، مغز الگوها توسعه توانایی های معامله گری رفتاری را شناسایی میکند .

این الگوها خواه مثبت خواه منفی به بهترین شکل اجرا میشوند و سبک زندگی شما بر همین اساس ساخته میشوند .

در فرآیند عادت کردن به روتینهایی که در قسمت دوم فرمول بررسی شد ، از کارهای کوچک شروع کنید .

این تغییرات کوچک ممکن است بی اهمیت به نظر برسند اما اثر مهمی بر موفقیت طولانی مدت دارند .

این کارها چندان محدود کننده و بازدارنده نیستند و هر بار موفق به یکی از این تغییرات کوچک بشوید

از کل جریان احساس خرسندی میکنید و این حس ، انگیزه شما را در رسیدن به هدف ها تقویت میکند .

و هر چه به عنوان معامله گر روتین های موثر خود را تکرار کنید فیولوژی تان با آن کار سازگاری بیشتری پیدا میکند

و دنبال کردن آن فعالیت آسانتر و آسانتر میشود تا حدی که در ناخداگاه تان جای میگرد .

باور غلطی که در مورد عادات وجود دارد در مورد زمان شکل گیری یک عادت است .

این باور میگوید 21 روز طول میکشد تا عادتی را تغییر داد ، تحقیقات نشان میدهد که بسته به پیچیدگی عادت های بین 66 تا 122 روز طول میکشد

تا عادتی تاز شکل بگیرد یا عادتی را ترک کنیم .

موفقیت در تغییر عادت نه در هدف که در مسیر تعیین میشود .

آنچه هر روز برای رسیدن به هدف خود انجام میدهید اهیمیت دارد . راز آن مدادومت است

خبر خوب اینکه با گذشت زمان کار آسانتر میشود نه سختر

پژوهش ها نشان میدهد که وقتی عادتی شکل گرفت دیگر به طور خودکار انجام میشود و نیازی به نیروی اراده ندارید و حتی لازم نیست به آن فکر کنید .

معامله گران هر چه بیشتر طبق این گامهای گفته شده در فرمول ما فعالیت ها و آموزشهای خود را پیگیری کنند

عادتها و مارت های جدیدی را کسب میکنند که نقطه قوت مهمی در این مسیر است

هنگامیکه از این فرمول به طور مدام استفاده میکنید متوجه میشوید که گرایشتان به مهارت افزایی بیشتر و بیشتر میشود

مجموعه مقالات و پژوهشهای علمی مدیریت

رفتار مالی و سرمایه گزاری خارجی در هزاره سوم/مولف:علیرضا فتحعلی

رفتار مالی و سرمایه گزاری در هزاره سوم

يکي از حياتي‌ترين برنامه‌هاي پژوهشي دانش مالي امروز که در رأس رد نظريه بازارهاي کارا قرار دارد، نظريه رفتار مالي است که حاصل تشريک مساعي بين علوم مالي و علوم اجتماعي است و باعث ژرفتر شدن دانش ما، از بازارهاي مالي شده است .
در این مقاله به تشريح و توضيح مفهوم رفتار مالي و عناصر سازنده آن خواهيم پرداخت و سپس درمورد سرمايه گذاري خارجي و منافع و تهديدات بالقوه پيرامون بحث میکنیم.

دنیا امروز همواره توآم با تغییرات و دگرگونیهای فراوان است. علت اصلي اين تغيير و دگرگونيها را شايد بتوان در يک جمله آقاي اندرلو خلاصه کرد که معتقد است: به موازات تغيير بازارها و بروز و ظهور نيرو¬هاي تکاملي جديد براي ايفاي نقش، ديگر برندگان و بازندگان امروز، برندگان و بازندگان ديروز و فردا نيستند. بنابراين ضرورت همه دگرگوني‌هاي نظري و عملي حفظ ماندگاري در اين اقتصاد جهاني است. به ديگر سخن نظريه‌¬هاي نوي ابزاري جديد براي رويارويي با مسائل و مشکلاتي هستند که نظريات قديمي از پاسخگويي به آنها عاجز بودند و در صورت استفاده نکردن از اين ابزار و پارادايم‌¬هاي نوي، اقتصاد يک کشور، در خوشبينانه‌¬ترين حالت، موفق به حل مشکلات قديمي خود خواهد شد و سهمي از بازارهاي جهاني و البته آينده نخواهدنداشت.
از طرفی کمبود سرمايه در مباحث اقتصادي به عنوان توسعه توانایی های معامله گری رفتاری يکي از مهمترين عوامل توسعه نيافتگي مطرح شده است. به عبارت ديگر، رشد و توسعه اقتصادي بدون انباشت سرمايه امکان پذير نخواهد بود؛ به گونه اي که بسياري از متفکران دليل توسعه نيافتگي بسياري از کشورها را کمبود در آمد و پس انداز و در نتيجه سرمايه گذاري نا کافي مي دانند.سرمايه مي تواند بخش توليد را تحرک ببخشد و باافزايش توليد، موجب رشد تجارت، بهبود سطح زندگي مردم و رشدو توسعه اقتصادي شود . فقدان سرمايه يکي از علل اصلي گرفتار آمدن بسياري از کشورها در دورباطل فقر و توسعه نيافتگي شناخته شده است و علاوه بر آنکه بيکاري گسترده را بدنبال دارد، موجب عقب ماندگي سطح توليد مالي مي شود ودر مرحله بعد به فقر اقتصادي مي انجامد . در مباحث مربوط به توسعه اقتصادي، راه حل اصلي فائق آمدن بر مشکل کمبود سرمايه و خروج از دور باطل فقرو توسعه نيافتگي، استفاده کشور هاي در حال توسعه از سرمايه هاي انباشته شده در کشور هاي توسعه يافته عنوان شده است .به عبارت ديگر،آنچه استفاده از سرمايه گذاري خارجي را بويژه براي کشور هاي در حال توسعه ضروري مي سازد، وجود شکاف ميان پس انداز و سرمايه گذاري در اين کشور هاست که از يک سو به دليل ناکافي بودن پس انداز ملي واز سوي ديگر، براثر توسعه نيافتگي بازارهاي مالي در کشور‌هاي مزبور، پديده عام کمبود سرمايه و گرايش به جذب سرمايه گذاري خارجي را شکل گرفته است.

نظریه های رفتار مالی

نظريه‌¬هاي رفتار مالي در دو سطح خرد و کلان تأثير گذار هستند:
-1 رفتار مالي خرد (BFMI): به بررسي رفتارها يا سوگيري‌هاي سرمايه¬‌گذاران مي‌پردازد و آنها را از عاملان اقتصادي منطقي که در نظريه اقتصاد کلاسيک متصوريم، باز¬مي‌¬شناساند.توسعه توانایی های معامله گری رفتاری
-2 رفتار مالي کلان (BFMA): شناسايي و تشريح ناهنجاري‌هايي در نظريه بازارهاي کارا که الگوهاي رفتاري، احتمالاً قادر به توضيح آن باشند.
رفتار مالي شامل دو عنصر سازنده است که عبارت‌اند از: روان‌شناسي شناختي (افراد چگونه فکر مي¬‌کنند) و محدوديت‌هاي آربيتراژ (چه زماني بازار کارا خواهد بود)،است.

1 - روانشناسي شناختي
همان‌گونه که پيشتر گفته شد، اين عنصر به بررسي طرز تفکر سرمايه‌‌گذاران مي¬پردازد. رفتار مالي بر اين باور است که تفکر افراد متأثر از ترجيحات و سوگيري‌هاي شناختي آنهاست. تفاوت اصلي بين اين دو، در اين است که در الگوهاي رفتاري ترجيحات بايد منعکس و لحاظ شوند، ولي سوگيري‌ها بايد توسط الگوها حذف و يا کنترل شوند.
2 - محدوديتهاي آربيتراژ
در دهه 1970 راس نظريه قيمت‌گذاري آربيتراژ (APT) را پايه گذاري کرد. مفهوم اساسي در APT ، قــانون وجود يک قيمت است. يعني دو دارايي (سهمي) که در ريسک و بازدهي مشــابه‌اند، نمي‌‌توانند درقيمتهاي متفاوت فروخته شوند. با اين تعريف، قيمت گذاري نادرست ورقه بهادار به طريقي که سود بدون ريسک ايجاد کند، آربيتراژ ناميده مي شود.
بر اساس نظريه قيمت¬‌گذاري آربيتراژي سرمايه¬‌گذاران را به دو دسته تقسيم مي‌کنند: دسته اول معامله‌¬گران باهوش يا معامله¬‌گران نهايي يا منطقي هستند که توانايي جبران اشتباهات بسياري از سرمايه‌¬گذاران را دارند و دسته دوم معامله¬‌گران عادي يا غير¬منطقي هستند که اغلب مرتکب اشتباه در تصميم¬‌گيري مي¬‌شوند.
براي درک بهتر مفهوم آربيتراژ، مثالي مي¬‌آوريم: فرض کنيم در بازار، برگه‌¬اي نسبت به قيمت پايه‌¬اش بالاتر قيمت‌‌گذاري شده و جانشين اين برگه نيز در بازار در دسترس است. سرمايه¬‌گذاران منطقي از طريق فروش استقراضي برگه گرانتر و به طور هم¬زمان خريد برگه مشابه آن سهم، سود بدون ريسکي را کسب مي‌‌کنند. به خاطر فعاليت رقابتي تعداد زيادي سرمايه‌‌گذار باهوش يا آربيتراژ¬کننده، دو قيمت به سمت يک قيمت واحد حرکت خواهند کرد و در حـالت تعادل، سهامي که بالاتر از ارزش پايه قيمت¬‌گذاري شده بود به قيمت پايه‌¬اي خود باز خواهد گشت. بنابراين از طريق فرايند آربيتراژ، تا زماني که سهـم، جانشين نزديکي داشته باشد، اثر معامله‌‌گران عادي حذف مي‌‌شود.
آربيتراژ به خاطر اينکه اثر آن موجب بازگشت قيمتها به ارزش پايه و حفظ کارايي بازار مي¬‌شود، نقش مهمي در تجزيه و تحليل بازارهاي اوراق بهادار ايفا مي¬‌کند. يکي از يافته‌¬هاي اصلي رفتار مالي نظريه محدوديت آربيتراژ است. اين نظريه نشان مي‌¬دهد که اگر معامله‌¬گران عادي باعث انحراف هر دارايي از ارزش پايه¬‌اش شوند، معامله‌¬گران باهوش اغلب نمي‌¬توانند کاري بکنند زيرا به دلايل گوناگون اغلب فرصتهاي آربيــتراژي در بازارهاي اوراق بهــادار در دنياي واقعي بشدت محدود مي‌¬شوند. اول از همه اينکه بازارهاي دنياي واقعي از حالــت آرماني و کامل خود دور هستند. ناسازگاريهاي متعددي از قبيل: هزينه¬‌هاي معاملات، و نيز فقدان جانشين کامل يا مناسب براي بسياري از اوراق بهادار، کار تکرار کامل هر دارايي را براي بازار بــشدت سخت مي‌کنند. در اين حالت نيروهاي آربيتراژي با خطر اساسي مواجـه مي‌‌شوند. به خاطر افق سرمايه¬‌گذاري کوتاه¬‌مدت و محدوديتهاي ديـگري که نيروهاي آربيتراژي با آن مواجه‌¬اند، آربيتراژ تبديل به يک فعاليت ريسک¬‌دار مي شود و براي همين، احتمالاً نيروهاي آربيتراژي انجام آن را به عهده نخواهند گرفت.

نتیجه گیری این بخش

تشريک مساعي بين علوم مالي و علوم اجتماعي که با عنوان رفتار مالي شناخته مي¬‌شود، باعث ژرفتر شدن دانش ما از بازارهاي مالي، شده است. حضور علوم نامبرده در مباحث مالي مشاوران مالي را تبديل به پزشکان مالي کرده ¬است. مير استتمن به مشاوران مالي توصيه مي¬‌کند: الگوي پزشکان را پيروي کنيد: بپرسيد، گوش کنيد، تشخيص دهيد، آموزش دهيد و معالجه کنيد. مشــاوران مالي که به عنوان پزشک عمل مي¬‌کنند، دانش مالي خود را با توانايي راهنمايي ارباب رجوع ترکيب مي¬کنند. به ديگر سخن آنها درباره ريسک و بازده فکر نمي‌¬کنند، بلکه درباره ترس، اشتياق و اشتباهاتي که احتمالاً ارباب رجوع مرتکب خواهند شد، مي‌انديشند. همان گونه ‌که پزشکان بهداشت و رفاه افراد را ارتقا مي¬‌بخشند، مشاوران مالي نيز ثروت و رفاه افراد را بالا مي‌¬برند.

انواع سرمايه گذاري خارجي

سرمايه گذاري خارجي به تحصيل دارايي شرکتها، موسسات وافرادکشورهاي خارجي تعبير مي شود.

سرمايه گذاري خارجي معمولادردو قالب سرمايه گذاري خارجي درسبدمالي(foreign portfolio investment)=(FPI) وسرمايه گذاري مستقيم خارجي (FDI=foreign direct investment) صورت مي گيرد.

سرمايه گذاري خارجي به دو صورت قابل تفکيک است:

سرمايه گذاري مستقيم که کشور يا سرمايه گذار خارجي مستقيما و يا با مشارکت سرمايه گذاران داخلي مبادرت به سرمايه گذاري مي کند(FDI) و سرمايه گذاري غير مستقيم که معمولا از طريق خريد سهام واوراق قرضه در بورس توسط سرمايه گذاران خارجي صورت مي گيرد.

صندوق بين المللي پول، سرمايه گذاري مستقيم خارجي رادر شرکتهايي موثر مي داند که به نحو موثري توسط افراد يا موسسات خارجي کنترل مي شوند . شکل عمومي اين سرمايه گذاري عبارت است از سرمايه گذاري در شعبه ها و واحد هاي تابعه شرکتهاي فرامليتي.

تعيين اينکه يک شرکت توسط خارجيان بطور موثري کنترل مي شود يا نه،کار چندان ساده اي نيست. از اين لحاظ، ضوابطي براي اين منظور در نظر گرفته مي شود که عبارتنداز:

- مالکيت 50درصد يا بيشتر از سهامي که حق راي دارد توسط خارجيان.

- مالکيت 25 درصد يا بيشتر سهام توسط يک فرد يا بنگاه خارجي.

- حضور گروه هاي خاص خارجي در هيئت مديره.

سرمايه گذاري در سبد مالي(غير مستقيم) تمام سرمايه گذاريهاي يک شخصيت حقيقي يا حقوقي مقيم در يک کشور در اوراق بهادار يک بنگاه مقيم در کشور ديگر را در بر مي گيرد. هدف از اين نوع سرمايه گذاري تحصيل حداکثر سود از طريق تخصيص بهينه سرمايه در يک پرتفوي بين المللي است. سرمايه گذار در جهت نيل به اين هدف با خريد اوراق قرضه و سهام شرکتها در معاملات بورس و حتي سپرده گذاري بلند مدت در بانکهاي ديگر کشورها، اقدام به تخصيص بهينه ثروتش مي کند تا بدين ترتيب، ريسک سرمايه گذاري ثروتش را کاهش دهد و درآمد زيادتري بدست آورد. در اين نوع از سرمايه گذاري خارجي، بر خلاف سرمايه گذاري مستقيم خارجي، سرمايه گذار در اداره واحد توليدي نقش مستقيم نداشته و مسئوليت مالي نيز متوجه وي نيست.

سرمايه­گذاري مشترک، شکل جدید از سرمایه گزاری

شرکت سرمايه گذاري خارجي ممکن است سرمايه مورد نظر را خود راسا تامين کند (سرمايه گذاري مستقل) يا فعاليتهاي اقتصادي خود را در قالب سرمايه گذاري مشترک انجام دهد. سرمايه گذاري مستقل خارجي از نظر حقوقي همان شرکتهاي فرعي با مالکيت 100 درصد خارجي هستند.شرکتهاي فرعي معمولاداراي تابعيت کشور ميزبان هستندولي تمامي و يا اکثريت سهام وسرمايه آنها متعلق به شرکت خارجي است‌.

در سرمايه گذاري خارجي ازنوع مشترک، هزينه هاي سرمايه گذاري و منافع حاصله ازآن به تناسب بين سرمايه گذاران داخلي و خارجي تقسيم مي شود.امروزه، بيشتر کشورهاي در حال توسعه اين نوع سرمايه گذاري خارجي رابه دليل منافعي که برآن مترتب است بر ساير اشکال سرمايه‌گذاري خارجي ترجيح مي دهند.

مزاياي عمده سرمايه گذاري خارجي مشترک را مي­توان به شرح زير بر شمرد:

- امکان ادغام سرمايه گذاري داخلي و خارجي در نظام اقتصادي- اجتماعي کشور ميزبان و فراهم کردن زمينه توليد صنعتي مدرن و بهره مند شدن سرمايه گذارداخلي از تخصص شرکت سرمايه گذاري در فعاليتهاي صنعتي مدرن و تکنولوژي جديد.

- سرمايه گذار محلي مي تواندازمديريت کارآيي مشترک بهره مند شود و تجربه لازم را بدست آورد .

- امکان سرمايه گذاري مجدد از سود حاصله شرکت در کشور ميزبان فراهم مي شود.

- مهمتر از همه اينکه، سرمايه گذارخارجي در سود و زيان سرمايه گذاري مشترک سهيم است و تنها وقتي که بنگاه مورد سرمايه گذاري به بازده مثبت و سودآوري رسيده باشد، از آن بهره مند مي شود.

- برداشت توسط سرمايه گذار خارجي امکان پذيراست واگر دچار زيان شود به سرمايه گذار خارجي پرداختي صورت نمي گيرد.از اين جهت فشار مالي اينگونه سرمايه گذاريها براي کشور هاي در حال توسعه به مراتب کمتر از اخذ وام و اعتبار بوده که درهرصورت دريافت کننده مسئول باز پرداخت اصل و بهره آن است .

انگيزه سرمايه گذاري خارجي

بي ترديد در عين حالي که انگيزه اصلي هر سرمايه گذار خارجي تحصيل حداکثر سود است، اما هدفهاي ديگري بهمراه دارد که ازآن جمله مي توان مواردزيررانام برد.

1- حصول اطمينان از قوام تامين مواد اوليه.

2- بهره گيري از نيروي کار و احتمالا مواد معدني و ساير مواد اوليه ارزان قيمت.

3- اقدام به فعاليتي نظير بانکداري و بيمه گري که در عين سود آوري، شرکتهاي خودي يا کشور موطن راحمايت کنند.

4- کمبود فرصتهاي سرمايه گذاري و وجودرقابت شديددرموطن اصلي ويابالابودن نرخ مالياتها.

منافع حاصل از سرمايه گذاري خارجي

در يک نگاه کلي، اثرات سرمايه گذاري خارجي از جهاتي قابل بررسي است که در زير به چندي از آنها اشاره مي شود:

1- ساختار و عملکرد صنعتي

2- رشد اشتغال و سرمايه انساني

3- افزايش نقدينگي بازارهاي سرمايه محلي

4- پيوند اقتصاد ملي با اقتصاد بين المللي

5- موازنه پرداختها و تشکيل سرمايه

6- دستيابي به بازارهاي صادراتي

موانع سرمايه گذاري خارجي

1- باور و ذهنيت منفي نسبت به سرمايه‌گذاري و سرمايه خارجي همواره القا کننده يک تصور و احساس غلط و با کمترين تعقل نسبت به خطرات آن است.اين ذهنيت بويژه در کشورهاي جهان سوم، بنوعي تحت تاثير تفکر و انديشه افرادي است که بطور کلي اقتصاد دولتي را به اقتصاد آزاد ترجيح مي دهند.

2- دومين مانع تصويب قوانين و مقرراتي که تا آنجا که ممکن است مسير سرمايه گذاري و ميل و انگيزه نسبت به آن را دشوار و تضعيف مي کند.

3- مانع سوم مربوط به بوروکراسي بسيار پيچيده و پر افت وخيز در نظام دولتي کشورهاي کمتر توسعه يافته است.

4- يکي ديگر از موانع سرمايه گذاري، فقدان يا ضعف مديريت اقتصادي است که قادر نيست، با تدبير با مشکلات و تغييراتي که بروز مي کند بموقع مواجه شود و آنها را از ميان بر دارد.

نتیجه گیری این بخش

از مهمترين عوامل موثر بر رشد اقتصادي کشورها و بخصوص کشور هاي در حال توسعه، فراهم آوردن سرمايه بمنظور تامين مالي طرحهاي سرمايه گذاري است. بسياري از کشورهاي جهان بواسطه کافي نبودن منابع داخلي براي سرمايه گذاري، تمايل شديد به جذب سرمايه هاي خارجي دارندوسرمايه گذاران خارجي نيز بمنظور کسب سود و بازده بيشتر متمايل به سرمايه گذاري در ساير کشورهاشده اند.

چنانچه شرايط سرمايه گذاري در کشور‌هاي در حال توسعه و اقتصادهاي در حال گذار تضمين شود، سرمايه گذاران بين‌المللي ميل و رغبت بيشتري براي حضور در اين گونه بازارها خواهند داشت.اين امر به کشور هاي ميزبان نيز فرصت بهره گيري از مزيتهاي نسبي، رشد اقتصادي، اشتغال‌زايي و دستيابي به دانش و فناوري روز براي توليد کالاهاي رقابتي در عرصه بين‌المللي را مي دهد.بنابراين، تسريع جريان ورود سرمايه گذاري خارجي منافع متقابلي را براي کشورهاي ميزبان و سرمايه گذاران بين المللي فراهم مي سازد . با توجه به آنچه گذشت به منظور کسب بيشترين منفعت از سرمايه گذاري خارجي و همچنين کاهش تهديدات بالقوه آن، تامين ثبات سياسي و امنيت اقتصادي، بهبود زير ساختها، وضع و اجراي قوانين و مقررات مناسب لازم و ضروري است. بديهي است در رشد اقتصادي هر کشوري نمي توان اهميت توجه همه جانبه به انطباق فرهنگي، مزيتي، رقابت منافع ملي و . را ناديده گرفت.

1. Shiller J. Robert, “Tools for Financial Innovation: Neoclassical versus Behavioral Finance.” The Financial Review, No. 41 (2006), pp. 1–8.
2. Bernstein, P.L, “Capital Ideas: From the Past to the Future.” Financial Analysts Journal, Vol 61, No, 6(2005) pp.55-59.
3. Ritter, R.J. “Behavioral finance.” Journal of Pacific - Basin Finance, Vol.21, (2003), pp. 429–437.
4. Shiller J. Rober “From efficient markets theory to behavioral finance.” The Journal of Economic Perspectives; Vol 17 (Winter 2003), pp. 83-104.

1- ابزري، مهدي و علي صفري، جهاني شدن بورس اوراق بهادار:چالشهاو فرصتهاي پيش روي مديران مالي،دومين کنفرانس بين المللي مديريت، جلد اول، 1383، ص427-418.

2- بهکيش، محمد مهدي، اقتصاد ايران در بستر جهاني شدن، چاپ اول، تهران، چاپ سعدي،1380.

3- مقاله بر گرفته از دکتر مهدي ابزري ، هادي تيموري تحت عنوان جريان سرمايه گذاري خارجي در کشورهاي توسعه نيافته.

4- مقاله بر گرفته از ابراهيم برجي دولت آباد تحت عنوان رفتار مالي؛ پارادايم حاکم بر بازارهاي مالي.

سلام.علیرضا فتحعلی کارشناسی ارشد مدیریت هستم.از دوستانی که تمایل به کار علمی در رشته حسابداری و مدیریت(در هر گرایش آن)دارند تقاضا دارم مطالب خود را به آدرس([email protected]) ارسال نمایند.مقالات،دستاوردها و پژوهشهای علمی شما با نام خود شما در این وبلاگ درج خواهد شد.

طرز فکر صحیح در معامله گری چیست؟

نورمن ولز، نویسنده آلمانی کتاب روانشناسی معامله‌گری، معتقد است تمامی افراد به‌دنبال آن هستند تا مدیریت و کنترل احساسات را در تمامی جنبه‌های زندگی خود، از بخش شغلی گرفته تا قسمت شخصی، پیاده‌سازی کنند؛ چه بسا معامله‌گر در این ورطه به تلاش مضاعف نیاز دارد. ولز باور دارد کمتر شغلی وجود دارد که همانند معامله‌گری، احساسات افراد را به خود درگیر نماید. به همین دلیل، داشتن نگرش و طرز فکر صحیح، یکی از مؤلفه‌هایی است که فرآیند رسیدن به موفقیت در معاملات را تسهیل می‌سازد.

چرا به طرز فکر صحیح در معاملات نیاز داریم؟

اگر در بازارهای مالی فعالیت داشته باشید، احتمالا توسعه و ارتقاء استراتژی‌ معاملاتی را مفیدتر تلقی خواهید کرد؛ اما همان طور که در درس پیشین متوجه شدیم، موفقیت، تنها منوط به تحلیل‌های تکنیکال یا فاندامنتال، داشتن پلن و استراتژی معامله‌گری نیست. حقیقت آن است که حدودا 95% از انتخابات و رفتارهای ما، کاملا ناخودآگاه و بیشتر بر مبنای احساسات ما اتخاذ می‌شوند.

احتمالا بخاطر می‌آورید که پیش از شروع یک معامله یا ورود به یک موقعیت معامله‌گری، دیدگاه مثبتی نسبت به شرایط موجود داشته‌اید. تصور می‌کنید همه‌چیز تحت‌کنترل شما است؛ زیرا به‌خوبی بازار را رصد کرده‌اید و با استفاده از فنونی که برای تحلیل تکنیکال چارت و تحلیل بنیادین بازار بلد بودید، روند بعدی بازار را پیش‌بینی کرده‌اید. اما ناگهان بازار با توجه به انتظارات شما حرکت نکرده است. در چنین موقعیتی، شما چه واکنشی از خود نشان می‌دهید؟

طبیعی است که احساساتی نظیر خشم، غم، ناامیدی و ترس به سراغ شما بیایند. همه معامله‌گران به چنین احساساتی دچار خواهند شد. اما نکته مهم اینجاست که نحوه برخورد با این احساسات و طرز فکر صحیح را بشناسیم. این عامل، تفاوت میان معامله‌گران سودده و زیان‌ده را از یکدیگر مشخص می‌سازد.

این نگرش در معامله‌گری، طرز فکر رشد نامیده می‌شود.

طرز فکر ثابت و طرز فکر رشد چیست؟

کارول دوک، یکی از روانشناسان و محققین بزرگ دانشگاه استنفورد آمریکا، بیش از 30 سال پیش با انجام مطالعه‌ای روی نحوه برخورد افراد با چالش‌ها، به این نتیجه رسید توسعه توانایی های معامله گری رفتاری که طرز فکر افراد به دو نوع طرز فکر رشد و طرز فکر ثابت (Growth Mindset و Fixed Mindset) تقسیم می‌شود.

طرز فکر ثابت و طرز فکر رشد چیست؟

طرز فکر معامله‌گران زیان‌ده

معامله‌گران زیان‌ده، عدم‌کفایت و نداشتن استعداد برای حضور در بازارهای مالی را دلیل زیان‌های خود می‌دانند. تصور می‌کنند که استعداد و توانایی لازم برای تبدیل شدن به یک معامله‌گر حرفه‌ای را ندارند؛ چراکه از نظر آن‌ها بهره هوشی یک پارامتر غیرقابل‌تغییر بوده و هیچ‌گاه امکان بهبود آن وجود ندارد. معامله‌گران زیان‌ده با محکوم کردن احساسات خود سعی در سرکوب یا نادیده گرفتن آن‌ها دارند. ازاین‌رو، پس از هدر دادن تلاش خود در راستای حذف احساسات، مجددا وارد بازار شده و بارها و بارها تجربه تلخ زیان را می‌چشند.

معامله‌گران با طرز فکر ثابت، بیشتر به‌دنبال گرفتن تائید از سوی دیگران هستند. آن‌ها بر این باورند توانایی آن‌ها دارای یک محدودیت به‌خصوصی است. از شکست می‌ترسند. بنابراین تا حد ممکن از تجربه‌های جدید، چالش‌ها یا حل مسائل پیچیده سر باز می‌زنند. زیرا انتقاد را به چشم سرزنش دیده و می‌ترسند مبادا در صورت شکست، تصور خوبی که از خود به جا گذاشته‌اند، خدشه‌دار شود.

طرز فکر معامله‌گران سودده

معامله‌گران موفق و سودده بر این امر واقفند که راهی برای حذف احساسات در حین معامله‌گری وجود ندارد. آن‌ها می‌دانند داشتن احساساتی نظیر توسعه توانایی های معامله گری رفتاری ناامیدی، ترس و خشم در زمان‌هایی که موقعیت معامله‌گری‌شان با شکست مواجه شده، کاملا طبیعی است و همه معامله‌گران دچار چنین احساساتی می‌شوند. بنابراین، از آن‌ها به‌عنوان یک نیروی محرک برای بهبود و ارتقاء کیفیت معاملات خود استفاده می‌کنند.

معامله‌گران حرفه‌ای و موفق می‌دانند بهترین و کارآمدترین راهکار برای بقا در بازارهای مالی و رسیدن به سود در بلندمدت، مدیریت احساسات با استفاده از روانشناسی معامله‌گری و طرز فکر مثبت اما واقع‌گرایانه است. عملکرد این دسته از معامله‌گران که اقدامات و فعالیت‌های چالش‌برانگیز را انتخاب می‌کنند، نمودی از طرز فکر رشد است.

طرز فکر رشد، انعطاف معامله‌گران را در همه زمینه‌های فردی یا اجتماعی بالا می‌برد؛ چراکه رابطه مستقیمی با اشتیاق فرد برای یادگیری بیشتر و کسب تجربه‌های عمیق‌تر دارد. معامله‌گران با طرز فکر رشد محدودیتی برای توانایی‌های خود قائل نیستند. بنابراین، بیش از آن که تمایل به نشان دادن استعداد خود داشته باشند، از حل معماهای پیچیده لذت می‌برند. لذا چالش‌های جدید در معامله‌گری و درس گرفتن از آن‌ها را، به‌منزله رشد در بلندمدت است.

سخن نهایی

احساسات، بخش جدایی‌ناپذیر حرفه‌ معامله‌گری هستند. فعالان موفق و سودده این حوزه، با علم بر این موضوع و اینکه تجربه احساساتی نظیر خشم، غم، ناراحتی و ترس به‌هنگام زیان‌ده شدن معاملات یا حرکت بازار در خلاف روند موردانتظار ما، به پذیرش اهمیت مدیریت احساسات با استفاده از روانشناسی معامله‌گری رسیده‌اند.

پذیرش، همواره اولین گام در روند موفقیت است. در صورتی که بپذیرید معامله‌گری تنها به تحلیل‌ها، ژورنال و استراتژی محدود نمی‌شود و به مدیریت احساسات نیز نیاز دارد، قادر خواهید بود طرز فکر رشد که طرز فکر صحیح در معامله‌گری است را، در خود پرورش داده و با معامله‌گران بزرگ بازارهای مالی هم‌قدم شوید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.