حرکت بازار به سمت سهم های بنیادین


ارزش گذاری شرکت ها در تحلیل بنیادی

هدف نهایی تحلیل بنیادی، پیدا کردن ارزش ذاتی سهام است و کارشناسان و تحلیلگران بازار سرمایه از تحلیل بنیادی برای رسیدن به ارزش واقعی و ذاتی شرکت‌های بورسی استفاده می‌کنند. سرمایه‌گذاران با استفاده از فاکتور‌هایی مانند فروش شرکت، بهای تمام شده و درآمدهای عملیاتی و غیرعملیاتی شرکت، تشخیص می‌دهند که ارزش شرکت چه میزان می‌باشد. با استفاده از این ارزش، سرمایه‌گذار می‌تواند زمان مناسب برای ورود و خروج به بازار را تشخیص دهد و یک سرمایه‌گذاری پرسود را تجربه کند. مهمترین شاخص در فرآیند تحلیل بنیادی، صورت‌های مالی شرکت می‌باشد.

صورت‌های مالی شرکت انواع مختلفی دارد:حرکت بازار به سمت سهم های بنیادین

- ترازنامه
- صورت‌ حساب درآمدی
- صورت حساب سود و زیان
- و غیره

تحلیلگرانی که از این روش استفاده می‌کنند، دارای رویکرد بلند مدت هستند و به این موضوع اعتقاد دارند که هر سهم در نهایت به سمت میانگین ارزش یا قیمت واقعی خود حرکت خواهد کرد.

انواع نسبت‎های مالی

نسبت‌های مالی از صورت‌های مالی شرکت استخراج می‌شوند که یکی متداول‌ترین روش‌های تحلیل مالی به حساب می‌آیند. این نسبت‌ها انواع مختلفی دارند و هر کدام از آن‌ها یکی از ابعاد وضعیت مالی شرکت را مشخص می‌کنند:

نسبت نقدینگی

یکی از فاکتور‌های مهم در ارزش‌گذاری شرکت‌ها در تحلیل بنیادی، نسبت نقدینگی می‌باشد و نشان‌دهنده توانایی میزان پرداخت دیون و عمل به تعهدات کوتاه مدت شرکت است. این تعهدات را به صورت‌های مختلف می‌سنجند:

نسبت جاری: توانایی شرکت برای پرداخت بدهی در کوتاه مدت با دارایی جاری
دارایی‌های جاری ÷ بدهی جاری = نسبت جاری
اگر عدد به دست آمده از "یک" کمتر باشد، یعنی شرکت در پرداخت بدهی‌ها و عمل به تعهدات کوتاه مدت خود دچار مشکل است.

نسبت آنی: توانایی شرکت برای پرداخت بدهی‌های کوتاه مدت خود از محل دارایی نقدی
دارایی سریع ÷ بدهی‌های جاری = نسبت آنی

نسبت وجه نقد: توانایی شرکت در پرداخت بدهی‌های کوتاه مدت از محل وجوه نقد می‌باشد. تفاوت این نسبت با نسبت آنی این است که حساب دریافتی در آن محاسبه نخواهد شد.
سرمایه‌گذاری کوتاه مدت + موجودی نقدی ÷ بدهی‌های جاری = نسبت وجه نقدی

نسبت سودآوری

این نسبت، سودآوری منابع درآمدی شرکت و تأثیری که بر کل سود شرکت دارد را به نمایش می‌گذارد. بدیهی است که کسب سود، هدف تمامی فعالیت‌های مالی و اقتصادی است و به همین دلیل، نسبت‌های حرکت بازار به سمت سهم های بنیادین سودآوری در تعیین کفایت مدیریت، توانایی شرکت در زمینه کسب سود و نرخ بازگشت سرمایه و البته هنگام ارزش‌گذاری شرکت در تحلیل بنیادی، شاخص‌های مهمی محسوب می‌شوند.

نسبت بازده دارایی‌ها: نشان‌ می‌دهد یک شرکت با استفاده از منابعی که در اختیار دارد، چگونه سود به دست می‌آورد و بازده ایجاد می‌کند.
بازده دارایی = سود خالص ÷ میانگین جمع دارایی‌ها

نسبت بازده حقوق صاحبان سهام: چگونگی کسب سود با استفاده از سرمایه سهامداران
بازده حقوق صاحبان سهام = سود خالص حقوق صاحبان سهام

نسبت حاشیه سود ناخالص: به ازای هر ریال مبلغ فروش، چه مقدار سود کسب شده است. نتیجه‌ای که به دست می‌آید‌آیدآ، توانایی شرکت در کنترل قیمت و مدیریت هزینه‌های تولید را به نمایش می‌گذارد.
حاشیه سود ناخالص = سود ناخالص ÷ فروش

نسبت سود عملیاتی: تأثیری که میزان فروش محصولات یا خدمات در سود عملیاتی شرکت دارد.
حاشیه سود عملیاتی = سود عملیاتی ÷ فروش

حاشیه سود خالص: از رقم فروش شرکت، چه مقدار به سود خالص تبدیل‌ شده است.
حاشیه سود خالص = سود خالص ÷ فروش

نسبت اهرمی یا سرمایه‌ای

این نسبت نشان‌ می‌دهد که یک شرکت برای انجام تعهدات بلند مدت و میان‌ مدت خود چقدر توانایی دارد و چه میزان منابع مالی برای تسویه بدهی‌ها و حقوق صاحبان سهام در اختیار دارد.

نسبت بدهی: این نسبت نقش بدهی‌های جاری و بلند مدت را در تامین کل دارایی‌های شرکت نشان می‌دهد.
نسبت بدهی = مجموع بدهی‌ها ÷ دارایی‌ها × ۱۰۰

نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه: منظور از ارزش ویژه رقمی است که با کم کردن بدهی‌های شرکت از دارایی‌ها به دست می‌آید. این نسبت نشان می‌دهد چه مقدار از ارزش ویژه برای خرید دارایی‌های ثابت خرج شده است، شرکت چه مقدار نقدینگی دارد و توانایی بازپرداخت بدهی‌های جاری آن چقدر است.
نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه = دارایی ثابت ÷ ارزش ویژه

نسبت کل بدهی به ارزش ویژه: این نسبت نشان‌دهنده قدرت بستانکارها در مقایسه با سهامداران است.
نسبت کل بدهی به ارزش ویژه = کل بدهی ÷ ارزش ویژه

نسبت کل بدهی جاری به ارزش ویژه: این نسبت بدهی کوتاه مدتی است که از محل دارایی جاری پرداخت می‌شود و دارای نرخ بهره بالاتری نیز می‌باشد.
نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه = بدهی جاری ÷ ارزش ویژه

نسبت بدهی بلند مدت به ارزش ویژه: منظور از بدهی بلند مدت مواردی است که سر رسیدی بیشتر از یک سال دارند. در محاسبه این نسبت معمولاً عدد نهایی ضرب در ۱۰۰ می‌شود و به صورت درصد اعلام خواهد شد:
نسبت بدهی بلند مدت به ارزش ویژه = بدهی‌های بلند مدت ÷ ارزش ویژه

نسبت مالکانه: این نسبت نشان می‌دهد که چه مقدار از دارایی‌های شرکت متعلق به سهامداران است و سهامداران چقدر در تامین سرمایه نقش دارند.
نسبت مالکانه = ارزش ویژه ÷ کل دارایی‌ها

نسبت حقوق صاحبان سهام به کل بدهی: در این نسبت بین حقوق صاحبان سهام و وام‌ها و اعتبارات شرکت مقایسه صورت می‌گیرد. رقم به دست آمده در ارزش‌گذاری شرکت‌ها در تحلیل بنیادی اثرگذار خواهد بود.
نسبت حقوق صاحبان سهام به کل بدهی‌ها = حقوق صاحبان سهام ÷ کل بدهی‌ها
هر چه این نسبت بالاتر باشد، یعنی وام‌ها و بدهی‌ها کمتر هستند و در نتیجه، ریسک مالی شرکت کمتر است.

نسبت حقوق صاحبان سهام به کل دارایی‌های ثابت: این نسبت نشان می‌دهد که سهامدارن چقدر در تأمین نقدینگی برای خرید دارایی‌های ثابت نقش دارند.
نسبت حقوق صاحبان سهام به‌کل دارایی‌های ثابت = حقوق صاحبان سهام ÷ دارایی‌های ثابت × ۱۰۰

نسبت فعالیت یا کارایی

کاربرد دارایی‌های شرکت با مقایسه حجم فروش و سرمایه‌گذاری در دارایی‌های مختلف، بازدهی و راندمان شرکت را ارزیابی می‌کند.

نسبت دوره گردش موجودی کالا: گردش موجودی کالا نشان می‌دهد که موجودی کالا و مواد اولیه شرکت، در یک بازه زمانی مشخص چند بار به فروش رسیده و جایگزین شده است. دوره گردش موجودی کالا یعنی برای این که کالای ساخته ‌شده به فروش برسد، چه قدر زمان لازم است.
دفعات گردش کالا = بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته ÷ متوسط موجودی کالا
متوسط موجودی کالا = موجودی ابتدای دوره + موجودی انتهای دوره ÷ ۲
با محاسبه این موارد، می‌توان دوره گردش موجودی کالا را محاسبه کرد:
دوره گردش کالا = ۳۶۰ ÷ دفعات گردش کالا
هر چه این نسبت بالاتر باشد، دوره رکود کالا در انبار شرکت کمتر و احتمالا کارایی عملیاتی آن بالاتر است.

نسبت گردش دارایی : چگونگی میزان کسب درآمد و تأثیر آن در شرکت
نسبت گردش دارایی = فروش خالص ÷ کل دارایی

نسبت گردش دارایی‌های ثابت: نشان‌ می‌دهد دارایی‌های ثابت چه مقدار روی درآمد اثر می‌گذارند. ابتدا متوسط دارایی را به دست می‌آوریم:
متوسط دارایی =دوره ابتدای ثابت دارایی + دوره انتهای ثابت دارای ÷ 2
رقم به دست آمده را در فرمول زیر به کار می‌بریم:
نسبت گردش دارایی‌های ثابت = فروش خالص ÷ متوسط دارایی ثابت شرکت

نسبت دوره وصول مطالبات: این دوره به بازه زمانی میان فروش محصول و دریافت هزینه اشاره دارد. ابتدا گردش مطالبات را به دست می‌آوریم:
گردش مطالبات = نسیه فروش سالیانه ÷ متوسط مطالبات
رقم به دست آمده را در فرمول زیر به کار می‌بریم:
دوره وصول مطالبات = 360 ÷ گردش مطالبات

نسبت دوره گردش عملیات: مجموع دوره وصول مطالبات و گردش موجودی و دوره زمانی از ابتدای خرید مواد اولیه تا تولید و عرضه کالا می‌باشد.
دوره گردش عملیات = دوره گردش موجودی کالا + دوره وصول مطالبات + دوره تولید کالا
شرکت‌های غیر تولیدی از فرمول زیر استفاده می‌کنند:
دوره گردش عملیات = دوره گردش موجودی کالا + دوره وصول مطالبات
هر چه این دوره گردش کوتاه‌تر باشد، مدت زمان تبدیل به وجه نقد کوتاه‌تر می‌باشد و در نتیجه شرکت، "سرمایه‌ در گردش" کمتری را نیاز خواهد داشت.

نسبت موجودی کالا به سرمایه در گردش: موجودی کالا و مقدار گردش سرمایه در شرکت
نسبت موجودی کالا به سرمایه در گردش = موجودی کالا ÷ سرمایه در گردش

نسبت گردش سرمایه جاری: نشان‌دهنده تأثیر سرمایه در گردش
نسبت گردش سرمایه‌ جاری = فروش ÷ سرمایه‌ در گردش

نسبت دوره بازپرداخت بستانکاران: ابتدا دفعات پرداخت به بستانکاران و حساب متوسط آن‌ها را به دست می‌آوریم:
حساب متوسط بستانکاران = حساب‌ها و اسناد پرداخت ابتدا و انتهای دوره ÷ حساب متوسط بستانکاران
نتایج به دست آمده را در فرمول زیر استفاده می‌کنیم:
نسبت دوره بازپرداخت بستانکاران = 365 ÷ دفعات پرداخت به بستانکاران

نسبت P/E

یکی از رایج‌ترین روش‌های ارزش‌گذاری در تحلیل بنیادی استفاده از نسبت P/E می‌باشد. برای محاسبه قیمت تحلیلی سهم باید دو عامل سود تحلیلی سهم و P/E تحلیلی را در نظر بگیریم.

کاربرد تحلیل بنیادی در بورس

سرمایه گذاری در بورس ، یکی از مهمترین راه های افزایش دارایی است. برای سرمایه گذاری در بورس باید درمورد روش های سرمایه گذاری ، ابزارها و بازارهای مختلف اطلاعات کافی بدست آورید. این اطلاعات باید بررسی شود تا وضعیت بازار و سهام موردارزیابی قرار گیرد. برای ارزیابی نیاز به انجام تحلیل هایی دارید.

تحلیل بنیادی چیست

دو تحلیل قدرتمند برای شناخت وضعیت بازار، تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی هستند. تحلیل بنیادی در بورس یعنی اینکه بتوان قیمت آینده را به کمک بررسی صورت های مالی و اطلاعات پایه ای شرکتها پیش بینی کرد. در این مقاله به تحلیل بنیادی در آموزش بورس می پردازیم.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی (Fundamental analysis) یا تحلیل فاندامنتال، یعنی عواملی اصلی و پایه ای موثر در تعیین ارزش سهام را بصورت علمی مطالعه کنیم. در این تحلیل، تحلیلگر میزان فروش، دارایی، تعهدات، میزان درآمد و سهم بازار و اطلاعات مشابه را مطالعه می کند و درنهایت ارزش ذاتی شرکت را برآورد می کند.

تحلیل بنیادی ، هر عامل موثر بر ارزش سهم را درنظر می گیرد. هدف نهایی این تحلیل این است که سرمایه گذار با بررسی قیمت فعلی سهم بتواند تصمیم بگیرد آیا یک سهم بیش از ارزش خود قیمت گذاری شده یا کمتر از ارزش خود قیمت گذاری شده است.

با استفاده از این تحلیل، افراد قادرند به ارزیابی ارزش ذاتی اوراق بهادار با استفاده از عوامل مختلف اقتصادی و مالی بپردازند. تحلیل بنیادی علاوه بر سهام می تواند در ارزیابی هر نوع اوراق بهاداری مانند اوراق مشتقه یا بدهی استفاده شود.

آموزش تحلیل بنیادی

اهداف اصلی تحلیل بنیادی :

تحلیل بنیادی در یک شرکت شامل تحلیل گزارشهای مالی، رقبا و بازارهای مرتبط با آن است. وقتی این تحلیل را در بازارهای آینده یا فارکس بکار می برید، تمرکز اضلی بر روی شرایط اقتصادی، تولید و سود و نرخ بهره است.

هنگامی که این تحلیل در قراردادهای آتی یا ارز استفاده می شود، دو رویکرد اصلی را درنظر می گیرد: تحلیل بالا به پایین و تحلیل پایین به بالا.

بطور کلی، تحلیل بنیادی باتوجه به اطلاعات گذشته و حال و با هدف پیش بینی مالی صورت می پذیرد. اهداف متعددی برای انجام این تحلیل وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

  • ارزش سهام شرکت تعیین شود و تغییرات آینده قیمت پیش بینی شود.
  • عملکرد تجاری برآورد شود.
  • مدیریت ارزیابی شود و برای محاسبه ریسکهای اعتباری، تصمیمات داخلی اتخاذ شود.

مزایای تحلیل بنیادی :

ازجمله مزایای تحلیل بنیادی می توان به این مورد اشاره کرد که این تحلیل ها به منظور سرمایه گذاری بلند مدت بر روندهای بسیار بلند مدت به خوبی عمل می کند. برخی سرمایه گذاران که صنایع و شرکتهای مناسبی را انتخاب می کنند می توانند با تشخیص و پیش بینی روندهای بلند مدت مصرفی اقتصادی، با استفاده از تحلیل بنیادی سود بدست آورند.

تحلیل بنیادی مناسب همچنین می تواند به تشخیص درست شرکتهای نشانگر ارزش خود کمک کند. از دیگر مزایای تحلیل تجاری، افزایش فهم جامعه درمورد تجارت است. در این تحلیل، سرمایه گذار پس از تحلیل و تحقیق با عوامل کلیدی سودرسان و درآمدزا که در یک شرکت مخفی است آشنا می شود.

تمام روش هایی که در تحلیل بنیادی استفاده می شود براساس داده های مالی صورت می گیرد، به همین دلیل تعصب شخص در آن دخیل نیست.

ارزش دارایی به صورت سیستماتیک محاسبه می شود حرکت بازار به سمت سهم های بنیادین و ارزش بطور دقیق مشخص می شود و درنتیجه، برای خرید یا فروش، تصمیمات دقیق تری ارائه می شود. حسابداری دقیق و تحلیل صورتهای مالی کمک می کند اندازه گیری همه چیز در تحلیل بنیادی بهتر انجام شود.

معایب تحلیل بنیادی :

در تحلیل بنیادی می توانید خطای بازار را بشناسید و سهامی را شناسایی کنید که پایین تر از ارزش ذاتی درحال معامله است اما یکی از معایب این تحلیل این است که هیچ شاخصی در آن وجود ندارد. به عبارتی در تحلیل بنیادی هیچ شاخصی وجود ندارد که به کمک آن بتوان زمان حرکت سهم به سمت ارزش ذاتی را تشخیص داد.

عیب دیگر تحلیل بنیادی این است که نیازمند تحقیق و مطالعه بسیاری است و انجام این تحلیل زمان بر است. همچنین انجام تحلیل بنیادی در برخی تحلیل ها مانند صنعت و ارزش گذاری صنعت می تواند پیچیده باشد و نیازمند صرف کار و زمان زیادی است.

علاوه بر موارد فوق، عواملی ممکن است در این تحلیل مشکلاتی را سبب شود. عواملی مانند تغییرات سیاسی، رکودهای غیرمنتظره اقتصادی یا تغییر قانون گذاری می تواند باعث ایجاد مشکل در تحلیل بنیادی شود.

تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی در بورس :

تحلیل بنیادی در بورس ، عواملی مانند درآمدها، بدهی ها، دارایی و مخارج را علاوه بر تولیدات شرکت درنظر می گیرد.

اگر به دنبال تحلیل بنیادی در بورس هستید می بایست سرفصل های مهم در این زمینه را بیاموزید. مهمترین سرفصل های تحلیل بنیادی عبارتند از:

  • آموزش صورت های مالی و ترازنامه ها در تحلیل بنیادی
  • محاسبه صورت سود و زیان، صورت سود و زیان جامع، صورت جریان وجوه نقد در تحلیل بنیادی
  • آموزش تجزیه و تحلیل نسبت های مالی در تحلیل بنیادی
  • آموزش تجزیه و تحلیل افقی و عمودی در تحلیل بنیادی
  • آموزش نسبت های نقدینگی، سودآوری، فعالیت، اهرمی در تحلیل بنیادی

در صورتی که تازه با بورس جهانی آشنا شدید پیشنهاد میکنیم مطلب فیلم های آشنایی با بازار جهانی و آموزش تحلیل تکنیکال توسط رضا گلشاهیان را ببینید .امیدواریم این مقاله برای شما مفید بوده باشد. می توانید نظرات و سوالات خود را درمورد این مقاله و سایر مقالات آموزش بورس با ما درمیان بگذارید.

زمزمه‌های تحولات بنیادین در بازار سرمایه / مسیر تحول از تغییرات در شاخص کل می‌گذرد؟

در تمامی بازار‌های مالی شاخص قیمت وجود دارد، یعنی معیارشان نوسانات قیمت است، بدون در نظر گرفتن سود سهام، این یکی از نکاتی است که حدود ۱۰ سال گذشته در بورس ایجاد شد، به بیان دیگر شاخص کل بورس یک سنجه‌ای برای ارزیابی وضعیت نوسانات در بازار بورس است

خرداد: مجید عشقی رئیس سازمان بورس می‌گوید پیشنهاد‌هایی برای بهتر شدن شاخص کل در حال بررسی است و شاید یک شاخص جدید منتشر شود تا قابل اتکا و حال و روز را بهتر نشان دهد. فعالان بازار سهام، نسبت به عملکرد شاخص کل بورس و به نوعی شاخص‌سازی دولت و متولیان بازار سرمایه انتقادات بسیار جدی دارند، چرا که هرچند به گفته وزیر اقتصاد بر اساس عملکرد شاخص کل بورس، بازدهی بازار سهام از ابتدای سالجاری تاکنون حدود ۱۶ درصد بوده، اما پرتفوی سهام‌داران گویای اصلاح جدی و آب شدن سرمایه مردم در بورس بوده است.

دولت با کنترل چند سهم بزرگ که تاثیر زیادی بر روی شاخص کل بورس دارد، جلوی ریزش شاخص کل را گرفته، اما بیش از ۹۰ درصد از نماد‌های بازار سهام، با ریزش حدود ۲۰ تا ۳۰ درصدی از ابتدای سال تاکنون به صورت متوسط روبرو بوده‌اند، این درحالیست که برخی نماد‌ها حتی ریزش ۵۰ درصدی را نیز تجربه کرده‌اند، بنابراین بازدهی شاخص کل بورس نمی‌تواند ملاک خوبی برای ارزیابی وضعیت بازار سهام باشد.

اما اگر بخواهیم به تغییرات شاخص کل بورس اشاره کنیم، باید گفت، به صورت کلی سه نوع شاخص در بازار سرمایه می‌توانیم داشته باشیم، در وهله اول شاخصی که قیمت سهم‌ها را دنبال می‌کند، در وهله دوم شاخصی که سود نقدی سهم‌ها را دنبال می‌کند و در نهایت شاخصی که هم قیمت و هم سود نقدی را منعکس می‌کند. از سویی هر کدام از این شاخص‌ها را به روش‌های مختلقی می‌توان محاسبه کرد، در این رابطه به طور مثال رایج‌ترین روش‌ها «وزنی-ارزشی» یا «هم وزن» هستند.

اولین شاخصی که در بورس تهران محاسبه کردند در سال ۶۹ از نوع «شاخص قیمتی» بود یعنی فقط قیمت سهم‌ها را دنبال می‌کند. دومین شاخصی که در بازار سهام محاسبه کردند، در سال ۷۷ از نوع «بازده نقدی» بود و فقط سود نقدی سهم‌ها را منعکس می‌کند. سومین شاخص، اما در همان سال ۷۷ از نوع کل بود، یعنی هم قیمت سهم‌ها و هم سود نقدی آن را دنبال می‎کند. این درحالیست که در سال‌های ۸۸ و ۹۳ هم چند شاخص دیگر نیز معرفی شد، اما در اصل این شاخص‌ها نیز ورژن‌های متفاوت شاخص‌های گذشته بود، که به نوعی هیچکدام نمی‌توانند وضعیت بازار سهام را به درستی نمایش دهند. حال باید دید شاخص جدید آیا از کارایی لازم برخوردار خواهد بود.

فردین آقا بزرگی کارشناس بازار سهام در گفتگو با فرارو با اشاره به اینکه پیش از این در ۱۰ سال گذشته تغییراتی در شاخص‌های بورس ایجاد شد، اظهار داشت: از جمله این تغییرات این بود که شاخص کل و شاخص هم‌وزن اضافه شد. شاخص کل هم‌وزن که سود سهام شرکت‌ها را لحاظ می‌کند، به نوعی نشان دهنده بازدهی بازار با محاسبه سود شرکت‌ها است، همینطور شاخص کل که قبلا شاخص قیمت بود، که با تغییراتی روبرو شد.

وی افزود: این درحالیست که در تمامی بازار‌های مالی شاخص قیمت وجود دارد، یعنی معیارشان نوسانات قیمت است، بدون در نظر گرفتن سود سهام، این یکی از نکاتی است که حدود ۱۰ سال گذشته در بورس ایجاد شد، به بیان دیگر شاخص کل بورس یک سنجه‌ای برای ارزیابی وضعیت نوسانات در بازار بورس است. طبیعتا هر چقدر میزان افزایش و کاهش بیشتر باشد، این موضوع توجه همه ذینفعان و فعالان بازار را به خود جلب می‌کند.

آقابزرگی گفت: این تغییرات بخصوص اگر روند متمادی و یک‌سویه به سمت منفی یا مثبت باشد، توجه نهاد‌های قانوگذار همچون مجلس، نهاد‌های نظارتی و دولت‌ها مسئولان را بر می‌انگیزد، به واسطه همین اصل و نگاه است که بازار سرمایه را دولت‌ها به نوعی به عنوان کارنامه اقتصادی خود معرفی می‌کنند، به عنوان مثال درحالیکه وزیر اقتصاد از بازدهی ۱۶ درصدی بازار سهام طی این چند وقت صحبت کرد، اما در عمل بیش از ۹۵ درصدی از نماد‌های بورس و فرابورس با زیان روبرو بودند، بنابراین شاخص کل بورس ملاک خوبی برای سنجش وضعیت بورس محسوب نمی‌شود.

این مدیر بورسی اضافه کرد: بر همین مبنا است که شاهد هستیم که کنترل شاخص از سوی دولت‌ها همواره انجام می‌شود و به همین خاطر است که اصطلاح شاخص‌سازی در بازار سهام این روز‌ها زیاد شنیده می‌شود، در این رابطه بخش عمده وزن شاخص کل بورس حدود ۴۰-۳۰ شرکت بزرگ هستند که دارای وزن بیشتری روی شاخص کل هستند، بنابراین متولیان بازار با کنترل و دستکاری قیمتی سهام بزرگ می‌توانند شاخص کل را مثبت نگه دارند، اما عمده سهم‌های بورس روند ریزشی داشته باشد.

وی ادامه داد: البته ذکر این نکته ضروری است، در تمام دنیا شاخص قیمت ۳۰ شرکت بزرگ و یا ۵۰ شرکت بزرگ نیز وجود دارد، اما، چون تعداد این شرکت‌ها و وزنشان در محاسبه شاخص کل بیش از اندازه معمول است، لذا این تاثیر در وضعیت بازار سرمایه و همینطور نگاه فعالان بازار خیلی بااهمیت‌تر جلوه می‌کند.

آقا بزرگی بیان داشت: با توجه به این وضعیت شاخص کل متولیان بازار تنها به وضعیت شاخص کل می‌پردازند و برای مردم عادی نیز در صدا و سیما و رسانه‌ها این شاخص کل ملاک بازدهی و یا زیان بورس قلمداد می‌شود، در صورتیکه این موضوع دارای اشکال است.

این کارشناس بازار سهام با اشاره به مصداقی در رابطه با دستکاری در روند حرکتی بورس به وسیله متولیان، اذعان داشت: ابهاماتی در رابطه با دستکاری در بازار وجود دارد، از جمله اینکه به طور مثال وقتی یک نمادی می‌خواهد بازگشایی شود، اطلاعیه ساعت ۱۰ صبح منتشر می‌شود و بعد از آن برای کشف قیمت، نماد قابل معامله نیست، در مقابل، اما با موردی روبرو بوده‌ایم که پنج دقیقه به پایان ساعت معاملات یک نماد باز شده، بلافاصله متوقف شده و یا برخلاف رویه معمولی که معمولا ناظر معاملات به تشخیص خودش عرضه و تقاضا را ارزیابی می‌کند و به یک سطحی که برسد، معاملات را در دامنه معمول و پیوسته تایید می‌کند، در برخی موارد دیگر نیز مشاهده شده حتی چند روز یک نماد در حال گشایش بوده، اما در نهایت قیمت کشف نشده است.

وی عنوان کرد: این مسائل جزء مواردی است که ممکن است این شبهه را به وجود بیاورد که به نوعی هنگام افزایش یا مثبت بالا یا برعکس موقعی که شاخص خیلی منفی است، شاید این تلاش انجام شود که با بازگشایی برخی نماد‌ها آن ضرب افزایش قابل توجه یا کاهش قابل توجه را به وسیله بازگشایی نماد‌ها خنثی کنند، این مواردی بود که در گذشته شاید زمینه این صحبت‌ها را فراهم آورد که در بازار گفته می‌شود، شاخص کل بورس از سوی دولت یا متولیان بازار در حال کنترل است.

آقابزرگی خاطرنشان کرد: چنین مسائلی سوالات مختلفی را ایجاد می‌کرد، همچنین بعضا دیده می‌شود، در روزی که شاخص مثبت است، برخی نماد‌ها تحرک خاصی ندارند، اما در روزی که شاخص منفی است، مشاهده می‌شود، برخی شرکت‌ها مثبت می‌شوند، بدون اینکه تغییری در روند انتشار اطلاعات یا وضعیت عملکرد شرکت به وجود آمده باشد، چنین اتفاقاتی این موضوع را به ذهن متبادر می‌کند که شاید هدف بازارساز از اینچنین اقداماتی کنترل بازار شد.

این فعال بازار سهام گفت: شاید هدف نهایی این است که شاخص را به هر ترتیبی کنترل کنند تا آن وضعیتی که سال ۹۹ به وجود آمد، ایجاد نشود و به صورت آهسته و پیوسته بورس رشد کند، به همین جهت دارندگان سهام وقتی که مقایسه می‌کنند حرکت شاخص کل را مثلا از ابتدای سال تاکنون با سهام خود، پرتفوی آن‌ها همسو با شاخص کل حرکت و رشد نکرده، چون شاخص به نوعی کنترل شده، اما سهام آن‌ها با زیان روبرو شده است.

وی با اشاره به اینکه نحوه محاسبه شاخص کل بورس نیاز به اصلاحات جدی دارد، افزود: در حال حاضر بازار سهام گنجایش و ظرفیت اصلاحاتی از جمله تغییرات پیرامون شاخص کل را دارد، در این رابطه اگر قرار باشد که شاخص جدیدی به بازار اضافه شود، باید بیانگیر وضعیت کلیت بازار باشد، به طوریکه یک دید صحیح و کلی را حرکت بازار به سمت سهم های بنیادین به سهام‌داران، فعالان بازار، متولیان بازار و همچنین عموم مردم دهد، نه اینکه دوباره با شاخص جدید نیز ابهامات موجود در رابطه با کنترل شاخص و یا شاخص‌سازی همچنان وجود داشته باشد، یا اینکه تشدید شود.

آقابزرگی تصریح کرد: این کار باید حتما با مطالعه انجام شود و از شاخص‌هایی که در سایر بورس‌ها وجود دارد، به نوعی استفاده شود و از تجربیاتی که بازار‌های مالی مختلف در جهان در این زمینه داشته‌اند، باید استفاده شود، تا بتوان بهترین نتیجه را گرفت، اگر این اصلاحات به روند بهبود معاملات بورس کمک کند، با توجه به اینکه بازار سهام در سطح ارزنده قرار دارد و حجم معاملات نیز رو به افزایش است، این موضوع، به تعادل بازار سهام کمک شایانی خواهد کرد، حال باید دید که برنامه سازمان بورس و اوراق بهادار در این زمینه چه خواهد بود.

معرفی فاندامنتال

و رفته رفته عوامل بیشتری به رویکــرد تحلیل بنیادین اضافه شد .

شاید در نگــاه عموم بازار تحلیل ها به دو دسته بنیادی و تکنیکال تقسیم شود ، در حالی که عوامل تحلیلی بیشتری در بازار ها باعث حرکت دارایی ها می شود به عنوان مثال حرکت بزرگان

بازار یا تاثیر گرفتن دارایی ها نسبت به هم در دسته بندی هیچ یک از تحلیل هایی که عنوان کردیم قرار نمیگیرند

تحلیل بنیــادی

در بازار حرکت بازار به سمت سهم های بنیادین سهــام : قیمت سهم هر شرکت برآیندی از سود آن شرکت می باشد فلذا با بررسی و پیش بینی فروش فصلی یا سالیانه شرکت ، نرخ رشد ، ترازنامه در مدل های ارزشگذاری همانند

با ضریب اتکا می توان به ارزش واقعی قیمت پی برد و بدیهی است که قیمت به سمت ذات خود حرکت می کند

در بازار ارز : در سالیان گذشته که طلا در اکثر اقتصاد های بزرگ پشتوانه ارز محلی آن کشور محسوب می شد ، میزان دارایی بانک های مرکزی می توانست معیاری برای سنجش قیمت

ارز محسوب شود اما از آنجایی که پیشرفت اقتصادی در جهــان با سرعت بالایی صورت گرفت

حجم صادرات و واردات (تراز تجاری) ، نرخ رشد اقتصادی و … پشتوانه ارز هر کشور شد و با

اندازه گیـری سایز اقتصاد و سبد صادرات هر کشور با معیارهایی همچون آر ای ای آر و… میتوان

به ارزش ذاتی هر ارز دست پیدا کرد .

در بازار رمز ارز : در این بازار پیدا کردن نرخ واقعی ارز همچنان غیر ممکن است و اساسا تحلیل کوین یا توکن ها با درک ذهنی و شهــودی از صحت و دست یافتنی بودن و نو بودن ایده ای

که در پروژه وجود دارد یا تحلیل رزومه تیم تولید کننده ، شبکه های اجتماعی و … به کارا بودن و

ارزش سرمایه گذاری به عنوان دارایی با دیدگاه زمانی مشخص پی برد .

تحلیل سنتیمنت

احساسات بازار و بررسی مود اصلی بازیگران بزرگ و خرده پای بازار راجع به بازار یکی از ارکان اصلی تحلیل می باشد ، چه بسا در خیلی از موارد دارایی ارزنده بوده ولی توجه و اقبالی از سوی معامله گران نداشته

در بازار حرکت بازار به سمت سهم های بنیادین سهــام : تحلیل خرید وفروش یک سهم در بازار و حجم های خرید و فروش ، تحرکات حقوقی ، نحوه تزریق یا تسویه پول هوشمند در یک سهم و روند اقبال بازار در خرید و فروش یک صنعت و حتی بررسی و عکس العمل معامله گران نسبت به شاخص های بازار و … از جمله موارد مهم در بررسی انتظارات بازار یا همان تحلیل سنتیمنت می باشد .

در بازار ارز : در فارکس تجزیه و تحلیل بانک ها و موسسات مالی و اعتباری مجاز و مقایسه آن با

آنالیز حرکات سفته بازارن و مارکت میکرها و بررسی شاخص ترس و طمع و …

در بازار رمز ارز : برخورد تحلیل سنتیمنت کمی فراتر از بازارهای دیگر می باشد چرا که ورود نکردن بانک ها تا به این لحظه به صورت قوی و با پشتوانه باعث می شود سنتیمنت بازار به سمت معامله گران خرده پا برود و غیر از تحلیل سفته بازها که در این بازار به اصطلاح نهنگ ها گفته می شود و وزن زیادی را در تحلیل به خود اختصاص میدهد ، تحلیل شاخص های مهم از جمله دامیننس بیت کوین و تتر، نرخ گس اتر یا شاخص کل و بررسی فروم های بحث در رابطه با یک ارز خاص ، ترکینگ تی ایکس آی دی ها ، توئیت ها و … به شدت در این بازار تاثیـر گذار می باشد .

تحلیل اینتر مارکت

یا در زبان فارسی به آن تحلیل بین بازاری گفته می شود که میـزان تاثیر دارایی ها نسبت به هم را می سنجد و یکی از مهمترین موارد برای مدیریت سبد محسوب میشود

در بازار سهــام : نسبت حرکت یک سهم در سهم های هم صنعت خودش و تغییرات قیمت با تغییرات شاخص کل ، تاثیر دارایی و بازارهای موازی در آن سهم و …

در بازار ارز : بررسی گسترده دارایی های امن و غیر امن نسبت به همدیگر ، تاثیر بازار سهام و نرخ های بازده نسبت به ارزها و میـزان همبستگی جفت ارزها به هم بر اساس درصد

در بازار رمز ارز : در زمان نوشته شدن این متن همچنان بیتکوین بالاترین قیمت را همچنان در بازار رمز ارز به خود اختصاص داده و درصد حرکت و تاثیر آلت کوین نسبت به بیت کوین و رمز ارزهایی با پلتفرم یکسان یا لانچ شده در یک بلاکچین

تحلیل حرکت بازار به سمت سهم های بنیادین بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی روشی برای ارزیابی بازارها است که از منابع داده های متعدد برای یافتن ارزش منصفانه دارایی استفاده می کند . برخلاف تحلیل تکنیکال که صرفاً به عملکرد قیمت نگاه می کند، تصویری جامع از نقاط قوت و ضعف یک اوراق بهادار ایجاد می کند.

اغلب می شنوید که از تحلیل بنیادی به عنوان روشی برای یافتن سهام برای خرید یاد می شود. اما در حقیقت، توسط معامله گران در چندین کلاس دارایی مختلف استفاده می شود.

به عنوان مثال، در فارکس، یک معامله گر بنیادی هر داده ای را که احتمالاً تأثیر قابل توجهی بر قیمت یک جفت ارز دارد، مانند داده های اقتصادی، عوامل سیاسی یا حتی تأثیر بلایای طبیعی، بررسی می کند.

با این حال، معامله گران بنیادی فقط به داده ها به صورت تصادفی نگاه نمی کنند. آنها سعی می کنند ارزش منصفانه یک بازار را ارزیابی کنند، بنابراین می توانند ببینند که آیا در حال حاضر قیمت آن کمتر است یا بیش از حد.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی و ارزش منصفانه

تحلیل بنیادی مبتنی بر این ایده است که هر دارایی دارای یک ارزش منصفانه است،در حالی که ممکن است بازارها به طور موقت یک دارایی را بیش از حد یا کمتر از قیمت اصلی قیمت گذاری کنند.

در نهایت قیمت آن باید به آن ارزش منصفانه عادی نزدیک شود.

فرض کنید یک شرکت را تجزیه و تحلیل می کنید و تصمیم می گیرید که ارزش آن بیشتر از قیمت فعلی سهام آن باشد. می توانید سهام آن را بخرید، سپس به محض اینکه قیمت آن به ارزشی که به آن نسبت داده اید رسید، آن را بفروشید.

عوامل بی شماری وجود دارد که می توانید برای تعیین ارزش منصفانه خود برای شرکت در نظر بگیرید. شما می توانید گزارش های درآمد آن را تجزیه و تحلیل کنید تا پیش بینی کنید که آیا سود ممکن است در آینده افزایش یابد یا خیر. یا، می‌توانید به عوامل ژئوپلیتیکی مختلفی که ممکن است بر نتیجه آن تأثیر بگذارند، نگاه کنید.

از سوی دیگر، برای یک جفت ارز، ممکن است به انتشارات اقتصادی، اقدامات بانک مرکزی، مصرف خرده فروشی یا موارد دیگر نگاه کنید.

معایب تحلیل بنیادی

معایب تحلیل فاندامنتال(بنیادی)

تجزیه و تحلیل بنیادی روشی عالی برای آشنایی با طبقات و بخش های دارایی انتخابی شما فراهم می کند و می تواند به شما در یافتن فرصت های سودآور کمک کند. اما دو مسئله اصلی وجود دارد که باید از آنها آگاه باشید.

اولین مورد این است که هیچ تضمینی وجود ندارد که بازار انتخابی شما به سمت ارزش منصفانه خود حرکت کند، حتی اگر به طور کامل در مورد آن تحقیق کنید. برای یک چیز، یک رویداد کاملاً غیرقابل پیش‌بینی(مانند یک بلای طبیعی) می‌تواند هم قیمت دارایی و هم براورد ارزش منصفانه شما را خراب کند.

یا، ممکن است بازار در قیمت گذاری خود برای مدت طولانی تری غیرمنطقی باقی بماند تا بتوانید موقعیت خود را باز نگه دارید.

دومین مورد، حجم وسیع داده در بازارهای جهانی است. با توجه به این همه چیز، چگونه تصمیم می گیرید چه چیزی ارزشمند است و چه چیزی ارزشمند نیست؟

یکی از روش های غلبه بر این مشکل، اتخاذ رویکردی از بالا به پایین است . قبل از تصمیم گیری در مورد اینکه کدام بازار ممکن است بیش از حد یا کمتر از ارزش گذاری شده باشد، با نگاهی به اقتصاد کلی شروع کنید. سپس، نگاهی به عوامل خاص پیرامون تعداد انگشت شماری از دارایی ها بیندازید تا بتوانید موقعیت خود را بگیرید.

عوامل اصلی در تحلیل فاندامنتال

همانطور که دیدیم، منابع در دسترس یک معامله گر بنیادی گسترده و متنوع است. با این حال، چند مورد وجود دارد که از بقیه مهم تر هستند:

اطلاعیه های بانک مرکزی

بانک‌های مرکزی می‌توانند عاملی برای نوسانات قابل توجه در اکثر طبقات دارایی باشند. مهمترین اقدام آنها افزایش یا کاهش نرخ بهره است که می تواند تأثیر زیادی بر ارزها، سهام، شاخص ها و موارد دیگر داشته باشد.

درآمد شرکت

کسب‌وکارهای فهرست‌شده باید به‌روزرسانی‌های منظم درآمد را منتشر کنند و سرمایه‌گذاران را از درآمد، سود، هزینه‌ها و موارد دیگر مطلع کنند.

داده های اقتصادی

تقریباً هر دارایی تحت تأثیر اقتصاد گسترده‌تر خود قرار می‌گیرد، بنابراین معامله‌گران بنیادی به دنبال نشانه‌هایی می‌گردند که اقتصاد در حال رشد حرکت بازار به سمت سهم های بنیادین یا کوچک شدن است.

تورم

یکی دیگر از عوامل مهم اقتصادی تورم است. تورم زمانی اتفاق می‌افتد که قدرت خرید یک ارز معین کاهش می‌یابد و بانک‌های مرکزی معمولاً وظیفه دارند آن را کنترل کنند (در عین حال از کاهش تورم جلوگیری کنند).

سیاست

تغییرات سیاسی در یک کشور می تواند در بازارهای مالی رخ دهد. برای مثال، یک رئیس جمهور جدید ممکن است زندگی را برای کسب و کارها سخت تر کند یا در زیرساخت های جدید سرمایه گذاری زیادی کند.

بلایای طبیعی و فصلی

این دو عامل ممکن است با بازارها نامرتبط به نظر برسند، اما اغلب باعث ایجاد نوسان در چندین دارایی می شوند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.